× دیدی بعضی آدما هیچ جوری به دلت نمیشینن؟ این خانومه مُسترس هم از این دسته آدماس ، از اونا که هر کاری کنه من بدم میاد ُ بد برداشت میکنم ! حالا نه اینکه فک کنی اون فرشته س و من دیو هاااا ! نه ، کارهای بد هم زیاد دیدم ازش ! کُلن از اوله ترم من با این آدم مُجل داشتم ! اما دیگه آخرای ترمه پیش بود که دیگه خیلی نامردی کرد و بدین سان بود که ما با ایشان قَطه رابطه فرمودیم و الان بسی شادمانیم ، البته اگه قیافه ی نحسه ایشان را نیز هر روز مجبور نبودیم مشاهده کنیم بیشتر شادمان بودیم !
× امروز خانومه متأهل و خانومه سرخوش تشریف اوُردن دانشگا ! البته خانومه سرخوش رو امروز فهمیدیم که روزای کلاساشون فقط دوشمبه و چارشمبه س ! اما واسه اومدنه خانومه متأهل به دانشگا دیگه باید گاوی گوسفندی چیزی میکشتیم !
× استاده درسه مرجع شناسیه لاتین بسی خنده بازار است ! جوونه بعد صداش اینهو امین حیایی ! و تا دلتون بخواد شاد و سرخوش ، از این فُرما که حوصله نداریو هی سر به سرت میذاره ! مام که اعصاب مَصاب نداریم ، از هم اکنون دعا میکنیم که خدا تا آخره ترم را به خیر بیاورد ! اما این آقا کوچولو ( آخه از لحاظ جثه هم بسی کوچیک تشریف دارند ! ) تا دلتون بخواد سخت گیره ، از این استادا که نمره نمیدن ! امروزم سره کلاس شروع کرد مباحثه ریاضی کل ِ دوره ی دبیرستانو یادآوری کردن ! از قضیه ی تالس بگیــــــــــــر تا تابع ! و ما را در این خُماری نگه داشت که این مسائل چه ارتباطی میتواند با مبحثه مرجع شناسیه لاتین داشته باشد؟ آهااا کتابمون هم بسیار نازک و در حَده 711 صفحه س با قیمته ده هزار تومن که باید تهیه شود و به همین جهت منو خانومه حافظه و خانومه متأهل تصمیم گرفتیم که سه نفری پول تو جیبی هامونو بذاریم رو هم و این کتابه قطور رو تهیه فرمائیم ! فکره پوله ما رو نمیکنن که ! اومدیمو یکی پول نداش ، چیکار باید میکرد؟
× بعد از ظُر داشتیم میومدیم خونه ، تو همون محوطه ی دانشگا با دو عدد توله سگه خوجگل مواجه شدیم ! فک کن ، تو خوده دانشگا ! وسطه این هوا دانشجو ، دو تا توله سگه کپله ولگرد هم راه بیفته تو محوطه ! نه که ما تو مرکزه شهریم و هیچم دانشگامون تو ده کوره نیستُ اصلنم پشته دانشگامون کوه و دشت و بیابون نیس ، واسه همین ! بعد منو خانومه حافظه چون به حیوانات کُلن علاقه ی خاصی داریم رفتیم سمتشون ! و کلی هم شجاعانه این حرکت رو انجام دادیم که اگه مامانشونم یهو جلومون سبز شد بدونه که ما قصده بدی نداشتیم ، بعد خانومه متأهل از دور یهو هیجان زده شدن و فرمودن : آخی ، پیشی؟ پیش پیش ! بیا اینجا ! و واقن به ما کمک کردن چون دو تا توله خوجگلا در رفتن چون به گمانم فک کردن اونجا تیمارستانه و یا شاید ما از نظره هوشه ذهنی مشکل داریم که توله سگ رو با بچه گربه اشتباه گرفتیم !
× کپُل و آقای لُپ گنده دعواشون شده و ما هم بسی اظهار فضل فرمودیم و کلی منطق به خرج دادیم که چنین و چنان ! هم اکنون صلح اعلام شده و در آشتی به سر می برند ! و من از این بابت بسی شادمانم که آقای زیپ الان اینجا نیس که با نیشخند بفرمایند : " کَل اگر طبیب بودی ... "
× صُب به آقای زیپ میگم یادت نره بهم اس ام اس بدیااااا میگه : چشم عزیزم ! قبل و بعده کلاسم حتمن بهت اس ام اس میدم ! ساعته 5 تا 9 کلاس داره ! الانم ساعت 8:50 س ، ایشونم همیـــــــــنجور داره اس ام اس میده ! ولی ظاهرن اس ام اساشون به دست ِ من نمی رسه ! چی بگم دیگه من؟؟
× باباهه امشب رو یه دنده ی دیگس ! بهش گفتم کامپیوترمو میخوام دُرُس کنم ! گف : باشه بابا ، درس کن خب ! گفتم : پول ندارم خُ ! گف : تو چرا غصه ی پولشو میخوری بابا؟ بده تا قبله عید دُرُسش کن ، پولش با من ! بابایی عاجقتم
× حاله اینکه از اون شکلک ها بذارم ندارم خب ! با عرضه پوزش !
× راستی چرا کسی از من مُجَکر نشد؟؟ همه از زیپ تشکر کردن چرا؟ نقاشیا کاره منه ! همینه دیگه ، به هنره آدم توجه نمیشه که این همه جوون مُحتاد شدن دیگه ! منم رفتم محتاد شم ، خدافظ .