× من جديدن يه چيزی از اين رئيسه دانشگامون فهميدم، اونم اينه كه اين آقا تمايله خيلي زيادی داره به متفاوت بودن!! اصلن نصفه موفقيته دانشگاهه علامه تو ايران و تو كل خاورميانه همين متفاوت بودنش با دانشگاهای ديگس!!! مثلن يكی از تفاوتای اساسی كه نقشه خيلی پررنگی تو آبادانیه كشور داره تفاوت در زمانبنديه كلاساس! مثلن همه جا عرفه كه كلاسا دو ساعته باشه مثلن 8 تا 10 صُب، يا 1 تا 3 ظُر!!! اما دانشگاهه ما برا اينكه تو هر زمينه يی بتونه تفاوته خودشو به نمايش بذاره اين ساعتارو برداشته عوض كرده!!! اونم چه جوری؟! مثلن تايمه كلاسه من 9:40 ديقه س تا 11:50 ديقه!!!! مثلن نكردن 9:30 بذارن تا 12!!! اينجوريه ديگه!!! به اين ميگن نوآوریه فرهنگی!
بعد يه برنامه ی جديدی كه در ساله شوكوفايی تو دانشگای ما اتفاق افتاده چيه؟!! ادغامه كلاسای روزانه و شبانه!! به طوری كه ما كلن يك يا دو تا كلاس صُب داريم (اونم چون دانشگامون خيلی نزديكه به خونمون، ساعتشو گذاشتن 7:30 صُب كه ديگه زحمت نكشيم ديروزش كه ساعت 8 شب كلاسمون تموم ميشه، اينهمه را ببكوبيم بيايم خونه، همونجا شب ميمونيم ديگه تو دانشگا! چه كاريه خب؟!!!) و كلن تمامه كلاسامون بدَظُره! نكردن واسه روزانه ها كه مسلمن تلاششون بيشتر بوده احترام قائل بشن و كلاسه شبانه هارو بزارن صب كه ما مجبور نشيم تا بوقه سگ اونجا باشيم!!!
سومين تفاوت و اساسی ترين اصله متفاوت بودن اينه كه ما كلن رفتيم تو يه منطقه يی دانشگامونو ساختيم به نامه "ته ِ دنيا" يا اصطلاحن "پرت آباد" كه خيلی جای آروميه و ما كلن هی به دليله آب و هوای سالم، فسفر ميسوزونيم اونجا!!! بعد چون خيلی آقای رئيس به ميزانه اطلاعات عموميه دانشجو آ اهميت ميده، يه جايی رو انتخاب كرده كه ما با انواع و اقسامه جانوران سر و كار داشته باشيم و شب كه ميخام برگرديم از دانشگا سره را مثلن سگ و شغال و روباه ببينيم و ترسمون بريزه از اينجور چيزا و بيشتر بتونيم با طبيعت ارتباط برقرار كنيم!!!!! شعاره دانشگامونم اينه: "بياييد با طبيعت آشتی كنيم!".
× با آرزوی موفقيته روزافزون برا گلشيفته ی عزيز، اگر چه خيلی دلمون برات تنگ ميشه! [Click]. اين عكس ماله افتتاحيه ی فيلمه The Body Of Lies ِ.