یاد شهدای سبز گرامی و راهشان پر رهرو باد

 

 

 

Page 488.

December 23, 2009
 

CIMG0153.jpg

× امروز سی‌سی رو بردم دامپزشکی برای واکسنش. تا گذاشتمش رو میز دکتره گفت ماشالا چه قبراق و شیطونه. بهش گفتم ناخن‌هاشم بگیره. وقتی داشت می‌گرفت سی‌سی کلینیک رو گذاشته بود رو سرش!!! اینقد جیغ زد و سلیطه‌بازی در اورد که یه سگه هم که اونجا تو نوبت بود شروع کرد به واق‌واق کردن!!!
 جلوتر از ما یه خانومه بود که داشتن گربه‌ی همراه‌ش رو بخیه می‌زدن. ازش پرسیدم مشکلش چی بوده که گفت از تو خیابون پیداش کرده همین الان. به پهلوش لگد زده بودن و خونریزی کرده بود. این خانومه هم گربه‌هه رو زده بود زیر بغلش و اورده بودش کیلینیک. مامان از این حرکت حیوون دوستانه‌ی خانومه کلی تحت تاثیر قرار گرفته بود. واسه همین بهش گفت: واقعن ممنون. خدا عمرتون بده. که یهو خانومه خیلی جدی برگشت گفت: خانوم واسه چی تشکر؟ وظیفه‌م بود!!!!
 از طرز رفتار خانومه خیلی خوشم اومد. واقعن چقد دو تا اشرف مخلوقات می‌تونن فرق داشته باشن با هم... یکی‌شون با لگد آنچنان می‌زنه که حیوون زبون بسته رو داغون می‌کنه، یکی از کار و زندگی‌ش می‌زنه و وقت می‌ذاره برای نگهداری و تیمار کردن حیوون و عقیده داره وظیفه‌شه و توقع هیچی هم نداره، حتی یه تشکر...

 

× نوشته شده توسط خانوم زیگزاگ در ساعت 7:58 PM

لینک مطلب | من و آق‌سی‌سی | نظرات (30)

 


نظرات شما پس از بررسي و تائید نویسنده منتشر می شود:

ذخیره اطلاعات؟
  
نظر:

نظرات شما [30 نظر]

1
mahemoon:

می گم این سی سی خانم شما توی عکس زبونش رو در آورده دیگه :D
.
بچتون زبون درازم هست که خواهر :))

.
راستی خدا رو شکر ایمیل رسید .

******

زیگزاگ: آق سی‌سی عزیزم. خانوم نیست بچه‌ی ما D:

December 23, 2009 | 8:10 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

2
هویج:

این چرا دماغش اینطوری بزرگ افتاده؟ تو عکس اینطوریه یا واقعن هم اینطوری؟

December 23, 2009 | 8:10 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

3
دخترحاجی:

آخی ، چه مهربونانه !

December 23, 2009 | 8:40 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

4
الیاس:

:))
سلام
منم فکر کردم دماغش چرا اینجوریه
بعد نیم ساعت مکاشفه دریافتیم این آقاهه واسه ما زبون در اورده :)
خدا کنه خانومه اگه یه انسان محتاج هم می دید همین جوری واسش وقت بزاره
موفق باشین.

December 23, 2009 | 9:10 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

5
mahemoon:

ای وای گفته بودی که بابات کشف کرده ها اصلا یادم نبود . من همش فکر می کنم دختره .
اوخ اوخ خوبه وبلاگت رو نمی خونه وگرنه کلی بهش بر می خورد :D

December 23, 2009 | 9:11 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

6
سیلوئت:

کلا نصف ما ایرانیا یه ژن گربه آزاری داریم انگار!! باور کن!! نگا کن ببین تا همین چند سال پیش مردم چه جوری به گربه ها حمله می کردن! حالا باز یه کم بهتر شده فرهنگا رفته بالا !

December 23, 2009 | 9:18 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

7
پوره:

این روزها همه حیوان دوست میدارند شما چطور ؟! (آیکون خنده لوس )

December 23, 2009 | 9:30 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

8
دردووونه :

چنقذه این پسرت جنتلمن تشریف دارن!!!! چقده باحال هم لم داده!! تو این عکسه فک کنم فلاش دوربینت باعث شده هر کی پسرت رو میبینه فک کنه براش لنز گذاشتی بچلووووونش از طرف من!!! :D

December 23, 2009 | 9:33 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

9
alieh:

اوه اوه! این سی سی خان از قیافه اش معلومه که خیلی شرررره!!!!!

December 23, 2009 | 9:50 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

10
گريه ي بهاري:

سال‌هاست‌ که‌ انسان‌ با پرنده‌گان‌ رفاقت‌ نمی‌کند! کسی‌ با درختان‌ سخن‌ نمی‌گوید! انسان‌ِ امروز به‌ درختی‌ تناوراگر دست‌ می‌زند، با خود می‌اندیشد که‌ می‌شود با آن‌ درِ محکمی‌ برای‌ خانه‌ ساخت‌! با دیدن‌ِ کبوتران‌ احساس‌ِ گُرُسنه‌گی‌می‌کند! روباه‌ُ گُرگ‌ را شبیه‌ِ پالتوپوست‌ می‌بیند! اشتهایش‌ از دیدن‌ِ عبارت‌ِ تهوع‌آورِ کباب‌ِ برّه‌ تحریک‌ می‌شود، نه‌ وجدانش‌!کسی‌ فکر نمی‌کند که‌ برای‌ تهیه‌ی‌ کباب‌ِ برّه‌ نوزادِ موجودی‌ را سَر بُریده‌اَند، پیش‌ از آن‌ که‌ جهان‌ را بشناسدُ مزّه‌ی‌ علف‌ رابچشدُ دویدن‌ در چراگاه‌ را تجربه‌ کند! کسی‌ به‌ این‌ چیزها نمی‌اندیشد! نه‌! به‌ بودا علاقه‌یی‌ ندارم‌! بودایی‌های‌ هندساعت‌ها در ترافیک‌ می‌مانند، تنها به‌ این‌ دلیل‌ که‌ گاوِ مقدّسی‌ میان‌ِ خیابان‌ به‌ خواب‌ رفته‌ وُ کسی‌ دل‌ِ بیدار کردنش‌ را ندارد!این‌ کار حماقت‌ِ محض‌ است‌! دوستی‌ با موجودات‌ِ دیگر با برده‌ی‌ آنان‌ شُدن‌ فرق‌ دارد! اوّلی‌ انسانیت‌ است‌ُ دوّمی‌ حماقت‌! ‌ شعرهای‌ سپهری‌� را دوست‌ نمی‌دارم‌ سهراب‌ گاهی‌ ازمهربانی‌ِ زیاد دچارِ خودکامه‌گی‌ می‌شود! خیلی‌ از خودکامه‌های‌ جهان‌ انسان‌های‌ مهربانی‌ به‌ نظر می‌آمدند! ظاهرِ مهربان‌ِبسیاری‌شان‌ را دیده‌ییم‌!
شاید سهراب‌ هنگام‌ِ نوشتن‌ِ این‌ سطر که‌ هر کلاغی‌ را کاجی‌ خواهم‌ داد به‌ فکرِ کاج‌هایی‌ که‌ نمی‌خواستند برده‌وار به‌ کلاغ‌هابخشیده‌ شوند نبوده‌ است‌!‌ در جای‌ دیگری‌ می‌نویسد که‌: من‌ نمی‌دانم‌ که‌ چرا می‌گویند / اسب‌ حیوان‌ِ نجیبی‌ست‌ /کبوتر زیباست‌ / و چرا در قفس‌ِ هیچ‌کسی‌ کرکس‌ نیست‌... این‌ شاعر (سهراب‌) با قفس‌ مُشکل‌ ندارد! نمی‌پُرسد اصلاً چرا بایدقفسی‌ در کار باشد، نگران‌ِ جای‌ خالی‌ِ کرکس‌ها در قفس‌هاست‌! من‌ نمی‌توانم‌ با این‌ شاعر کنار بیایم‌! من‌ به‌ فکرِ شکستن‌ِقفس‌ها هستم‌! زنده‌گی‌ با رؤیا فاصله‌ دارد! اگر گُل‌ِ یاسی‌ به‌ گدا بدهیم‌ با آب‌دهان‌ یا ناسزا از ما استقبال‌ خواهد شُد! من‌ می‌دانم‌خیلی‌ از این‌ سطرها معنای‌ نمادین‌ دارند ولی‌ نمی‌توانم‌ با فرهنگی‌ که‌ پُشت‌ آن‌هاست‌ کنار بیایم‌! برای‌ همین‌ دوستشان‌ ندارم‌!من‌ خاطراتی‌ را که‌ این‌ُ آن‌ از زنده‌گی‌ِ سهراب‌سپهری‌ نقل‌ کرده‌اند شنیده‌اَم‌ وَ می‌دانم‌ که‌ عمیقاً انسان‌ بوده‌ ، ولی‌ در هنگام‌ِنوشتن‌ ـ مثل‌ِ بسیاری‌ دیگر ـ عدالت‌ را رعایت‌ نمی‌کرده‌...
ما از زنده‌گی‌ِ حافظ‌� چیزی‌ نمی‌دانیم‌! کتاب‌ِ از کوچه‌ی‌ رندان‌ هم‌ تنها یک‌ متن‌ِ خیال‌پردازانه‌ است‌ نه‌ حیات‌نگاری‌ِ منسجم‌!آن‌چه‌ ما را به‌ حافظ‌ علاقه‌مند می‌کنند آن‌ شعرهای‌ سرکش‌ُ ظلم‌ْستیزِ عاشقانه‌اند نه‌ دانستن‌ِ این‌ که‌ مثلاً رفتارش‌ با شاگردان‌ِدیگرِ نانوایی‌ چگونه‌ بوده‌! امروز دیگر هنرمندان‌ در خانه‌های‌ شیشه‌یی‌ زنده‌گی‌ می‌کنندُ بَدا به‌ حال‌ِ هنرمندی‌ که‌ زنده‌گی‌اَش‌ به‌هنرش‌ نزدیک‌ نباشد! از بین‌ِ شاعرانی‌ که‌ من‌ دیده‌اَم‌ تنها شاملوی‌ بزرگ‌ مانندِ شعرهایش‌ زنده‌گی‌ می‌کرد! باقی‌ِ حضرات‌ تنهاهنگام‌ِ نوشتن‌ِ شعرهایشان‌ شاعرند! در کتاب‌ها از خودشان‌ غول‌های‌ اسطوره‌یی‌ ساخته‌اندُ خود کوتوله‌هایی‌ بیش‌ نیستند!
من‌ می‌خواهم‌ بر سیاره‌ی‌ سوم‌ِ منظومه‌ی‌ شمسی‌ زنده‌گی‌ کنم‌! در کنارِ موجودات‌ِ دیگرُ بدون‌ِآزار دادنشان‌! در خانه‌ ام از مگس‌کش‌ خبری‌ نخواهد بود! همچنان‌ که‌ از تله‌موش‌ُ تفنگ‌ُ تیرُکمان‌! پَس‌ْمانده‌ی‌ برنج‌های‌سفره‌ ام‌ را با پرنده‌گان‌ قسمت‌ می‌کنم‌ُ اگر کودکی‌ داشته‌ باشم‌، به‌ او می‌آموزم‌ که‌ به‌ جای‌ سنگ‌ پراندن‌ به‌ گُربه‌ها،نوازششان‌ کند! کودكم نیز همین‌ را به‌ کودکش‌ خواهد آموخت‌! شاید کودکی‌ که‌ به‌ گُربه‌ها سنگ‌ نمی‌اندازد در چشم‌انسان‌های‌ آن‌ روزگار قدّیسی‌ باشد! شاید اصلاً در آن‌ زمان‌ دیگر جانورُ گیاهی‌ برجای‌ نمانده‌ باشد! من‌ از این‌ فکر هراسانم‌!می‌دانم‌ انسان‌های‌ قرن‌های‌ پیش‌ِ رو هم‌ اگر یک‌ْدیگر رادوست‌ بدارند به‌ اعمال‌ِ هم‌ خواهند اندیشیدُ برای‌ نجات‌ِ خود فکری‌ خواهند کرد! بخش‌ِ تاریک‌ِ دانش‌ِ بشری‌ که‌ نابودگرِ جهان‌است‌ تا کنون‌ نتوانسته‌ عشق‌ را فرموله‌ کند وَ این‌ اُمیدِ بزرگی‌ست‌! شاید انسان‌ِ سال‌های‌ پیش‌ِ رو به‌ انسانیت‌ِ از دست‌ رفته‌اَش‌بازگرددُ دوباره‌ با درختان‌ به‌ سخن‌ درآید!

December 23, 2009 | 9:53 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

11
زبل خان:

چه حوصله ای دارید...

December 23, 2009 | 10:48 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

12
Mohammad:

yani emkanesh hast ke gorbeye khunegi "hamster"eto nakhore?? :) d

December 23, 2009 | 10:51 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

13
Mahda:

در کل گربه‌ت جیگره.
حالا هی عکسشو بذار، دل ما رو آتیش بزن! D:

December 23, 2009 | 10:54 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

14
تیردخت:

زیگزاگ سی سی چقدر شبیه سگه تا گربه :دی
البته تو این عکس

December 23, 2009 | 10:59 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

15
پگاه:

سلام زيگزاگ عزيز.چند تا نكته:
اول اينكه سي سي رو كدوم كلينيك ميبري؟چون جاهاي زيادي به ظاهر معتبر هستن و در واقع ما تجربه هاي بدي رو باهاشون داشتيم.اگه خواستي بگو راهنماييت كنم.
دوم:دكتر درست گفته دادن جگر طولاني مدت در گربه ها بيماري شبيه نقرس در انسان رو به وجود مياره.غذاش رو متنوع كن و گردن و كله مرغ رو هم امتحان كن.
سوم:عزيزم به جز سي سي به گربه هاي كوچه هم رسيدگي ميكني؟
اگه دوست داشتي بگو تا راهنماييت كنم.
موفق باشي.

December 23, 2009 | 11:00 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

16
دختر نارنج و ترنج:

سلام زیگزاگ جان
خوبی عزیزم؟
ای جاااانم.. چشماشو نیگا! چه زبونی هم درآورده...
اون خانوم جدا قابل تحسین بودن.. من نمی دونم چطوری بعضی ها دلشون میاد حیوونی رو کتک بزنن؟ اما کار این خانوم آدم رو خیلی تحت تاثیر قرار می ده.

December 23, 2009 | 11:22 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

17
پری ناز:

خدا وکیلی خیلی به قیافش می خوره شر باشه. عالیه راس می گه

December 23, 2009 | 11:33 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

18
خودمم:

چه لمی هم داده ...
آدما این طورین دیگه گاهی از یه سوراخ اندازه سوزن رد میشن گاهی از دروازه فوتبال هم رد نمی شن

December 23, 2009 | 11:44 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

19
وارش:

آخیه چه انسان شریفی بود اون خانم

December 23, 2009 | 11:51 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

20
زنجبیل:

دوستی دارم که کارشه گربه های مریض و لگد خورده و.. رو پیدا میکنه و ازش پرستاری میکنه . سالی چند تا گربه رو حداقل نجات میده .
میگن میخوای بدونی مردم یه کشور چجوری زندگی میکنن ببین گربه هاشون چه روزگاری دارند .
مردم وقتی فقیر میشن نسبت به حیونها بی رحمتر میشن . این یه حقیقته که بدبختی و گشنگی ادمها رو قصی میکنه .. تقصیر اونهام نیست

December 24, 2009 | 12:25 AM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

21
خانوم مارپل:

مثل این آخون.دای ک.ن گشاد لم داده :))

آخه بدبختی ما اینجاست که هر چی تو مملکتمون زیاد باشه بهش بی توجهیم مثل همین گربه ها تو کوچه و خیابون شومصد تا گربه از نژادهای مختلف میبینی حالا اگه گربه کمیاب بود ببین چجوری 3 سوته میدزدیدنش!!

December 24, 2009 | 12:32 AM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

22
چُـــــلـمَـن خــــان :

این سی‌سی چرا توی این عکسه شبیه گربه نیست اصلن ؟؟؟؟

December 24, 2009 | 1:29 AM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

23
مریم:

ببین من خودم از اون دسته از آدمهام که از حیوون فراریم و از گربه هم به شدت می ترسم. یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی. ولی خیلی خیلی از آزار رسوندن به حیونها بدم میاد و اصلا نمی تونم بفهمم دلیل این کار رو. فکر می کنم آدمهایی که این کار رو می کنن خیلی باید عقده داشته باشن که به یه حیوون که زورش بهشون نمی رسه حمله کنن و بزننش. اون زبون بسته که نمی تونه از خودش دفاع کنه. خب اگه خیلی مردی برو با یکی هم قد خودت دعوا کن! والا!

December 24, 2009 | 2:08 AM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

24
زمزمه:

سلام
نگاه آدم ها به زندگي كه رفتار اون ها رو شكل مي ده...
اون كسي كه لگد زده حتما يه جايي يه لگد محكم مي خوره چون هيچ عملي بدون عكس العمل نمي مونه
باز هم از اين سي سي خوشگلتون عكس بذار
موفق باشي...

December 24, 2009 | 8:53 AM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

25
.:HoDa:.:

جداً آفرين به اون خانم!!!

December 24, 2009 | 9:26 AM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

26
بهار:

آدم میمونه چی بگه... انسانیت تا چه حد...
راستی خانوم خانوما، پیشاپیش تبریک. (; *:

December 24, 2009 | 12:00 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

27
خانـوم لـواشک! :

مماخ ِ این آق سیسی باید عمل بشه !! :دی

December 24, 2009 | 3:43 PM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

28
هاD:

سلیطه‌بازی که نوشتی آخرش بود . یکی از قشنگ‌ترین تیکه‌هایی بود که تو وبلاگت خوندم =))
البته که آدم‌ها با هم فرق دارن . طبعاً اگر من بودم به لگد زدن قناعت نمی کردم . می‌کشتم گربهه رو !

December 25, 2009 | 12:22 AM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

29
دیلماج:

تو پارک لاله یه خانمی هست هر روز یه زنبیل میاره با خودش . پا شو که می ذاره تو پارک هر چی گربه و کلاغ هست جمع می شن دورش. برای همه غذا میاره. میگه وظیفه من هست که به اینا غذا بدم. حتی یه روز هم غیبت نداره. هر روز برای حیوونا پای مرغ و گردن و بال و... میاره.

December 25, 2009 | 2:11 AM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

30
هانیه!!:

چه كارِ جالبي كرده خانوومه !!!
واقعاً اي وووول !

December 28, 2009 | 9:11 AM
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

 


 
 

Description
30n.ir
Home index
About us
daily[at]30n[dot]ir

Subscribe to this blog's feed


ZigZag Discussion with VOA
1- (Download: 3.38 Megabyte)
2- (Download: 4.32 Megabyte)

Photoblog
Photoblog[dot]30n[dot]Ir


Recent Posts
Page 631.
Page 630.
Page 629.
Page 628.
Page 627.
Page 626.
Page 625.
Page 624.
Page 623.
Page 622.

Archive
August 2010 (8)
July 2010 (11)
June 2010 (13)
May 2010 (19)
April 2010 (19)
March 2010 (24)
February 2010 (18)
January 2010 (24)
December 2009 (19)
November 2009 (24)
October 2009 (23)
September 2009 (24)
August 2009 (24)
July 2009 (21)
June 2009 (11)
May 2009 (26)
April 2009 (30)
March 2009 (22)
February 2009 (23)
January 2009 (12)
December 2008 (10)
November 2008 (14)
October 2008 (18)
September 2008 (20)
August 2008 (22)
July 2008 (9)
June 2008 (6)
May 2008 (12)
April 2008 (8)
March 2008 (14)
February 2008 (14)
January 2008 (2)

Topical Archive
مؤسسه توریستی-تفریحی زیپ‌زاگ (1)
لنگ‌درهوا (23)
مموریالز (66)
من و آق‌سی‌سی (10)
مدرسه‌ی فمینیستی (12)
کتابخانه‌ی زیگی بی‌اعصاب (13)
پرسش و پاسخ (13)
بریم تو فاز ماچ‌وموچ (13)
جمعه‌ها با آقای زیپ (9)
حوصله‌دونی (56)
دایرة‌المعارف دخترونه/ پسرونه (5)
روزی از روزها (228)
زیگزاگولوژی (26)
غیر جمعه‌ها با آقای زیپ (17)
غرغریسم (76)


Links



Counter

Copyright © All right reserved Daily of Mr.Zip & Mrs.ZigZag

Designed by 30n.ir