یاد شهدای سبز گرامی و راهشان پر رهرو باد

 


جمعه‌ها با آقای زیپ
 


 
 

Description
30n.ir
Home index
About us
daily[at]30n[dot]ir

Subscribe to this blog's feed


ZigZag Discussion with VOA
1- (Download: 3.38 Megabyte)
2- (Download: 4.32 Megabyte)

Photoblog
Photoblog[dot]30n[dot]Ir


Recent Posts
Page 518.
Page 511.
Page 451.
Page 258.
Page 251.
Page 238.
Page 231.
Page 216.
Page 203.

Archive
July 2010 (8)
June 2010 (13)
May 2010 (19)
April 2010 (19)
March 2010 (24)
February 2010 (18)
January 2010 (24)
December 2009 (19)
November 2009 (24)
October 2009 (23)
September 2009 (24)
August 2009 (24)
July 2009 (21)
June 2009 (11)
May 2009 (26)
April 2009 (30)
March 2009 (22)
February 2009 (23)
January 2009 (12)
December 2008 (10)
November 2008 (14)
October 2008 (18)
September 2008 (20)
August 2008 (22)
July 2008 (9)
June 2008 (6)
May 2008 (12)
April 2008 (8)
March 2008 (14)
February 2008 (14)
January 2008 (2)

Topical Archive
مؤسسه توریستی-تفریحی زیپ‌زاگ (1)
لنگ‌درهوا (23)
مموریالز (65)
من و آق‌سی‌سی (9)
مدرسه‌ی فمینیستی (12)
کتابخانه‌ی زیگی بی‌اعصاب (12)
پرسش و پاسخ (13)
بریم تو فاز ماچ‌وموچ (13)
جمعه‌ها با آقای زیپ (9)
حوصله‌دونی (55)
دایرة‌المعارف دخترونه/ پسرونه (4)
روزی از روزها (223)
زیگزاگولوژی (26)
غیر جمعه‌ها با آقای زیپ (17)
غرغریسم (75)


Links



Counter

 
 

Page 518.

January 29, 2010
 

 

Montazeri.jpg

40 روز گذشت...
ما او را یافته بودیم. چند ماهی بیش نبود که از آشنایی دوباره‌مان می‌گذشت...
اگر جنبش ایرانیان صدا بخشیدن به بی‌صدایان و به‌میان‌آوردن محذوفان است او از جایی می‌آمد که اسم خاص حذف‌شدگان و فراخوانِ عمومی آنان بود. بازخواست آنها بود از تاریخ...
منتظری در امتحان دشوار و خطیر تاریخ سربلند شد و تعلقات خویش را بهانه خاموشی و سکوت نکرد. باید منتظر بود تا تاریخ از پس تظلم‌خواهی منتظری سربلند بیرون آید.
شش‌ماه بیش‌تر از آشنایی مجدد ما نگذشته بود، اما منتظری رفت تا با تنها سلاح باقیمانده‌اش- مرگ- آخرین تقلاهای استمرار روند بی‌امان تاریخِ حذف را نقش بر آب کند.
جای‌اش خالی خواهد بود، در بهاران...

پ.ن:
خانوم زیگزاگ رو به بهبودی هستند و جدی جدی تصمیم دارند تا یک ماه پشت کامپیوتر نشینند.. البته به تجویز دکترشون! یکم زیادی بهونه گیر شدند و دائم غر دارند! منم چشمم کور دندم نرم باید بشینم و گوش بدم و تحمل کنم و در آخر هم نازشون رو بکشم.. 

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 3:20 PM

لینک مطلب | جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (17)

 

 
 
 

Page 511.

January 22, 2010
 

 

سلام دوستان وبلاگستان؛

خانوم زیگزاگ حالشون خوبه. دیروز که چندین مرتبه باهاشون در تماس بودم، داشتند گریه می کردند! که البته این گریه ها بخاطر سوزش و التهاب اطراف چشمشون بود. حالشون توپه، یعنی خوبه! فعلاً حصر خونگی هستند و تا یه مدتی باید تو یه جای تاریک و غارگونه به حیاتشون ادامه بدند! میگن یک ماه، اما بعید می دونم ایشون طاقت بیارند و یحتمل سر هفته پا میشن و میشینن پشت پی سی و دوباره در این مکان مقدس شروع می کنند به درافشانی..

همینا دیگه! همگی مواظب خودتون باشین. من خیلی زود برخواهم گشت دوباره..

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 2:02 PM

لینک مطلب | جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (19)

 

 
 
 

Page 451.

November 6, 2009
 

یاشار دارالشفا فعال دانشجویی و دانشجوی دانشگاه تهران دیشب ساعت 10 با منزل خود تماس گرفته است. 
یاشار گفته که بازداشت شده و در اوین است. اوهمچنین گفته که خانواده اش برای آزادی وی باید شنبه با همراه داشتن قرار کفالت به دادسرای عمومی تهران مراجعه کنند.
لازم به ذکر است که او صبح روز 13 آبان در حوالی میدان 7 تیر ناپدید شده بود و تا دیشب هیچ خبری از وی نبود.

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 10:23 AM

لینک مطلب | جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (23)

 

 
 
 

Page 258.

May 8, 2009
 

در صورت شرکت در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به چه کسی رای می دهید؟
1) میم
2) میم
3) میم
4) میم

پی نوشت:
آیا واقعاً تفاوتی نمیبینید؟!

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 8:44 PM

لینک مطلب | جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (34)

 

 
 
 

Page 251.

May 1, 2009
 

دل آرا دارابی اعدام شد. [click]

صبح امروز حکم اعدام دل آرا دارابی بدون اطلاع وکلای وی به اجرا گذاشته شده است. دل‌آرا داربی ۲۳ ساله به اتهام قتل مهین دارابی حقیقی (یکی از بستگان پدرش) در سن ۱۷ سالگی به اعدام محکوم شده بود. طبق اقرار دل‌آرا، دادگاه وی را به عنوان متهم ردیف اول پرونده معرفی کرد. بعد‌ها وی اعترافات اولیه خود را انکار کرد، اما این انکار از سوی دادگاه پذیرفته نشد و دارابی به اعدام محکوم شد. حکم اعدام دل‌آرا قرار بود دو هفته پیش از این به اجرا گذاشته شود که با درخواست فعالان مدنی به تعویق افتاده بود، اما سرانجام صبح امروز این حکم در سکوت خبری و بدن اطلاع قبلی اجرا شد.


یکی از آثار دل آرا دارابی

امروز صبح جان یک انسان دیگر با طناب دار در ایران گرفته شد. نمی خواهم راجع به این بحث کنم که دل آرا دارابی چطور و چگونه به طناب دار محکوم شد. اگر پی گیر اخبار باشید و نسبت به حوادث و اتفاقات اطرافتان کنجکاو تا به حال حتماً از او و ماجریاش شنیده اید. او گناهکار یا بی گناه امروز صبح اعدام شد.
در صورت تمایل به سوالات زیر که ذهن مرا سخت به خود مشغول کرده پاسخ دهید:
- کلاً با اعدام یک انسان موافقید؟ در صورتی که جوابتان مثبت است فرقی بین نحوه اجرای آن (با طناب دار، جریان برق، آمپول، شلیک گلوله) می بینید؟

- آیا موافق حکم اعدام برای افراد زیر 18 سال یعنی کسانی که که در هنگام ارتکاب جرم به سن قانونی نرسیده اند هستید؟
 

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 11:12 PM

لینک مطلب | جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (38)

 

 
 
 

Page 238.

April 17, 2009
 

از 84 تا 88...!

سوم تیر 1384 است. از راست سنتی تا چپ رادیکال همه در بُهت و حیرت اند!

چه شده است؟

معجزه!

معجزه؟! مگر در هزاره سوم هم معجزه می شود؟

آری اینجا ایران است و هر چیزی ممکن است.

چنین بود که در آستانه ی 27 سالگی نظام جمهوری اسلامی برای نخستین بار کلیه ی ارگان های تصمیم گیرنده از یک جناح فکری واقع شدند؛ و شد آنچه شد. اتفاقاتی که در طول این چهار سال بر جامعه ی ایرانی رفت سنگین تر از آن بود که در کلام و سخن بگنجد. اتفاقاتی که در یک نگاه همه در لیست اولین ها می گنجند:

از درآمد نجومی دولت بر اثر افزایش قیمت نفت تا جعل مدرک توسط وزیر کشور!

از گم شدن بیش از یک میلیارد بودجه کشور تا تعلیق فدراسیون فوتبال!

از تغییر پی در پی وزرای کابینه ای استثنائی تا حضور امام زمان در جلسات هیأت دولت!

از تعطیلی سازمان برنامه و بودجه بعد از 60 سال تا رکورد هر 9 ثانیه تصویب یک طرح!

از محو اسرائیل از روی کره ی خاکی تا دوستی با مردم اسرائیل!

از نفت بشکه ای 140 دلار تا حساب خالی ذخیره ی ارزی!

از دعوت از اساتید دانشگاه های آمریکا تا اخراج اساتید دگر اندیش داخلی!

از سرکوب فعالین چپ تا دعوت از فرزندان چه گوارا!

از رتبه ی دوم [از آخر] در نرخ تورم تا کسب مقام دوم اعدام در دنیا!

از خودسوزی کارگران بی کار ایرانی به خاطر نداشتن نان شب تا کمک های میلیاردی به حماس و حزب الله!

از کابینه ی 70 میلیونی تا چند شغله بودن غلامحسین الهام!

از عدم اشکال بیرون ماندن دو تار موی دختران تا سرکوب گشت های ارشاد!

از خاموشی برق تا هاله ی نور دور سر!

از رتبه ی دوم ذخایر گازی در دنیا تا قطع گاز در زمستان!

از صدور قطعنامه های پیاپی علیه ایران تا دوستی با سوریه و جزایر قمر!

از زیر پا گذاشتن حقوق بشر تا تأکید بر حق مسلم هسته ای!

از بالا رفتن بی سابقه ی نرخ بی کاری تا بالا رفتن ماهواره ی امید!

از گوجه فرنگی محله ی نارمک [محله ی آقای رئیس جمهور] تا سیب زمینی صلواتی!

از نامه های بی پاسخ به رؤسای جمهور دنیا تا بی پاسخ گذاشتن نامه ی اقتصاددانان!

از کاغذ پاره خواندن مدرک دانشگاهی تا گرفتن ژست دانشگاهی!

از برخورد با مفاسد اقتصادی تا افشاگری های پالیزدار!

از بنگاه های زود بازده تا وزیر 160 میلیاردی!

از سهمیه بندی جنسیتی تا سهمیه 30 درصدی بسیج در کنکور!

از ستاره های روی دوش سرداران سپاه تا ستاره های جلوی اسم دانشجویان!

از عیدی به دختران کوی دانشگاه تا عیدی به خانواده ی میرصیافی با جنازه ی فرزند وبلاگ نویسشان!

از آزادی ملوانان انگلیسی تا به بند کشیدن دانشجویان امیرکبیر و...!

از «خزر» روسی تا «خلیج» عربی!

از بغداد تا بیروت، از غزه تا کاراکاس، از کابل تا نیویورک، از گرمسار تا نارمک، از شهرداری تا ریاست جمهوری!

ار عمو پورنگ تا فردوسی پور!از سایپا تا تیم ملی ،از «دائی» تا «مایلی کهن» ،از علی آبادی تا بذرپاش!

از 84 تا 88 و از 88 تا....!

نه...نه...دیگر کافی است.مهرورزی را متوقف کنید!

چهار سال دست و پنجه نرم کردن با کوهی از اتفاقات [آن هم برای اولین بار] و ترس از تکرار تجربه ای چنین دهشتناک، خود به تنهائی کافی است تا اهمیت انتخابات پیش رو بر همگان روشن شود. اینک بیش از هر زمان دیگری این پرسش ساده و در عین حال سنگین، فارق از هر تعبیر و تفسیری ما را به مبارزه می طلبد که:

«چه باید کرد؟»

30 سال از عمر نظام جمهوری اسلامی می گذرد و در آستانه ی تعیین کننده ترین تورنمنت سیاسی هر نظامی، افکار عمومی دنیا و بلاخص مردم این سرزمین از خود می پرسند: «راستی ایران در کجای جامعه جهانی ایستاده است؟» از سوی دیگر روشنفکران و افسرده عقلان، سیاستمداران دونده به دنبال قدرت را با این پُرسش مخاطب قرار می دهند که:

«آیا آزمون دموکراسی این است که دولت با رأی مردم انتخاب می شود؟» و یا «اگر دموکراسی را دیکتاتوری اکثریت معنا کنیم آیا اساسا دیگر دموکراسی فرقی با دیکتاتوری خواهد داشت؟»

رجال سیاسی و بوروکرات های دولتی علاقه مندند که انتخابات را به مثابه ی یک نظام و سازمان بل یک کارخانه در نظر بگیرند که محصول تولیدی درآن عبارت است از «شهروند سیاسی»! اما نکته اینجاست که انتخابات عرصه ای است که اتفاقا تنها چیزی که در آن محقق نمی شود دموکراسی است.

اینکه از دل یک رأی گیری فاشیسم هیتلری سر بر آورد آیا دموکراسی به ضد مفهوم خود بدل نمی شود؟ این همان پاشنه آشیل دموکراسی است؛جایی که میان «انتخاب کردن» و «انتخاب نکردن» مرزی نمی توان کشید؛ چه اینکه در هر دو صورت بازی را باخته ای. چاره چیست؟پس «چه باید کرد؟»

اینجاست که باید در مواجه ای رادیکال با واقعیت موجود، آن را به سخره گرفت و بی توسل به تمایلاتی رومانتیسیستی و آه و ناله سر دادن از برای  شکوه و جلال حاکمیت 2500 ساله ی شاهنشاهی و یا دل خوش کردن به آرمانشهر های بی پایه چون «ایرانی برای همه ایرانیان» در ژستی کاملا منطقی دست به شورش زد.

انتخاب کردن بی شک وضعیتی اضطراب آور است. دلهره ای ناشی از عواقب آنچه انتخاب می کنی در هر لحظه تو را سست می کند؛اما درست در همین لحظه است که آزادی محقق می شود.

انتخابات پیش رو را از چنین منظری باید دید و در موردش تصمیم گرفت.«سن پُل قدیس» زمانی با این ایده که "مسیح از میان مردگان برخاست" همگان را به وفاداری به رُخداد مسیحیت فراخواند و از خلال چونان ایده ای در برابر امپراتوری روم ایستاد.اصلاحات شاید دیگر آن دم مسیحایی را برای حیات بخشیدن به جامعه از دست داده باشد و به قولی "مرده باشد"؛ اما بارقه های حیات بخشی از خاکستر این ققنوس امکان گُشایش در فضایی آکنده و پُر شده از بی نهایت «اولین ها» -از 84 تا 88- را به دست می دهد.گشایشی که به واسطه ی آن می توان شکاف های نهُفته در دل یک کل سازمان یافته در قالب نظام سیاسی را بیش از پیش نمایان کرد. آری "اصلاحات مُرد،زنده باد اصلاحات".

تشکل دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین

پ.ن:

- حضور عبدالله نوری در انتخابات ریاست جمهوری منتفی شد

- مصاحبه خانوم زیگزاگ با برنامه زن امروز صدای آمریکا 14/1/88 (دانلود)

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 11:28 PM

لینک مطلب | جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (24)

 

 
 
 

Page 231.

April 10, 2009
 

- در اخبار چندی پیش خبری را گذاشتم با این تیتر که آیا واقعاً قدم رییس جمهور ایران شور است؟! و در بازی با تیم ملی ایران و عربستان این موضوع بر همگان اثبات شد که بلی؛ واقعاً شور میباشد. به نظرم این موجود خود یکی از مهمترین عوامل اشاعه خرافات و باورهای خرافی اعم از شوری و نحسی قدم و سیاه بودن سق است. به هر حال علی دایی با دستور مستقیم دکتر الف.نون سرمربی ایران شد و در اقدامی دیگر و در راستای الطافش به ورزش ایران با برکناری دایی و انتصاب دشمنش یعنی محمد مایلی کهن فوتبال ایران را از چاله در آورد و به چاه انداخت.

- خبر جنجالی این هفته، سروصدای قنبری سخنگوی فراکسیون خط امام در مجلس شورای اسلامی بود که رئیس جمهور را به  بذل و بخشش پول و سیب زمینی به مردم برای خرید آرا در انتخابات ریاست جمهوری در روزهای اخیر  متهم کرد. وی همچنین گفت که دکتر الف.نون از همین رویکرد پخش پول، در دوره گذشته هم استفاده کرد و به جای آنکه اعتبارات شهرداری را صرف عمران شهر تهران کند در یکسری کارها که هیچ ربطی به شهر تهران نداشت مانند دادن وام های ازدواج به جوانان یا بلیط اتوبوس به فرهنگیان کرد. قنبری همچنین معتقد است کنار کشیدن خاتمی از کاندیداتوری انتخابات دهم باعث از بین رفتن شور و نشاط انتخاباتی در بین مردم شده که همه این ها به نفع الف.نون است.
در همین زمینه، مدیریت آموزش و پرورش برخی نواحی شهرستانهای استان تهران در اقدامی عجیب با ارسال اس ام اس هایی از معلمان و کارکنان آموزش و پرورش خواسته بود برای دریافت سهمیه سیب زمینی هرچه سریعتر با وسیله نقلیه مناسب به اداره آموزش و پرورش مراجعه نمایند! معلمان نیز از این اقدام به شدت عصبانی شده اند و آن را توهین به خود قلمداد کرده اند.

- خبر دیگر استقبال گسترده و اعلام حمایت جمعی از فعالان سیاسی و دانشگاهی از کاندیداتوری عبدالله نوری در چند روز گذشته است. نوری ظرف چند روز آینده آمدن و یا نیامدن خود به عرصه انتخابات را اعلام میکند. این خبر هم باعث بسی خرسندی و خوشحالی اینجانب شد. بعدها از نوری بیشتر خواهم نوشت...

- میرحسین موسوی نیز که با آمدنش باعث کناره گیری محمد خاتمی شده بود چند روز پیش در یک کنفرانس مطبوعاتی سخنانی را ایراد کرد. به نظر من حرفهای میرحسین به جز نظرش درباره گشت های ارشاد و حذف آن در سال آینده به شرط رئیس جمهور شدنش چندان چنگی به دل نمی زد! در هر صورت من هیچ به او و حرفهایش و سابقه کاری اش خوش بین نیستم!

- دانشجویان زندانی نیز همچنان در بازداشتگاه ها به سر میبرند. بنا بر اخبار منتشر شده، حال و روزشان نیز بسیار وخیم و نگران کننده است.

پی نوشت:
- مصاحبه خانوم زیگزاگ و آن آقای وبلاگ نویس در برنامه زن امروز نیز به زودی آپلود و در اختیار دوستان برای دانلود قرار خواهد گرفت. غر نزنید!
- فکر میکنم با خبرهایی که در این پست گذاشتم تا حدودی با چند و چون و گرایش فکری من و موضوعات خبری مورد علاقه من آشنا شده باشید. از هفته آینده نیز جمعه ها با آقای زیپ یک همچین چیزی است.
- بابت غیبتم در این مدت نیز چیزی جز شرمندگی ندارم! در آینده جبران خواهم کرد.

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 10:26 PM

لینک مطلب | جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (21)

 

 
 
 

Page 216.

March 27, 2009
 

× منتظران جمعه‌ها با آقای زیپ!! به علت یک‌سری مشکلات فنی و مانیتوری پیش‌آمده برای جناب زیپ و سرویس شدنش (!!!) [مانیتور منظورمه D:] این هفته از خبرگذاری معذوریم!!!! شاید جمعه‌ی دیگه بیاید، شاید... D:

× من سؤال‌هاتون رو توی کامنتیگ خودم جواب می‌دم!! اگه سؤالی پرسیده بودید جواب دادم... اگه نپرسیده بودیدم بازم جواب دادم!!! کلن من آدم جواب‌گویی هستم!!!!

 

× نوشته شده توسط خانوم زیگزاگ در ساعت 11:05 AM

لینک مطلب | جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (22)

 

 
 
 

Page 203.

March 13, 2009
 

به خاطر انواع و اقسام فشارها و تهدید هایی که از اون بالامالاها به شخص اینجانب مبنی بر آپدیت نمودن حداقل هفته ای یک بار این وبلاگ شده، تصمیم گرفتم از این به بعد جمعه ها زحمت آپدیت کردن اینجا رو به جون بخرم!
و اما من چی کار میخوام بکنم؟
کاری که من میخوام بکنم نوشتن و گذاشتن لینک اخبار تاپ و جذابی است که در هفته پیش اتفاق افتاده! البته به کمک سایت بالاترین!
این شما و این تاپ لینک های این هفته:

- آیا واقعاً قدم رییس جمهور ایران شور است؟!
اولین خبر و به نظرم جنجالی ترین خبر هفته گذشته ناکامی تیم ملی کشتی ایران در مسابقات جام جهانی بود که هفته گذشته به میزبانی ایران برگزار شد. از قرار معلوم تیم ملی کشتی ایران با تیم ملی جمهوری آذربایجان به نتیجه تساوی 3-3 میرسند و تکلیف قهرمانی به بازی آخر (دیدار بین فردین معصومی در مقابل حریف آذربایجانیش در وزن 120 کیلوگرم) کشیده میشود. فردین معصومی که در وقت اول بازی، 3 بر صفر از حریفش پیش افتاده بود در وقت های دوم و سوم و پس از ورود محمود احمدی نژاد (دکتــــر محمود احمدی نژاد) به سالن مسابقه در کمال ناباوری و بهت تماشاگران در آستانه ضربه فنی قرار گرفت و در نهایت و در وقت اضافه بازی را واگذار کرد تا ایران به مقام دومی این رقابت ها بسنده کند و این سوال اذهان عمومی را به خود مشغول کند که آیا واقعاً قدم رییس جمهور ایران شور است؟! قضاوت با شما..

-  نام عروسک میمون یک کودک، برای عموپورنگ و برنامه اش مشکل ساز شد:
قضیه بر میگردد به گاف های یک برنامه زنده تلوزیونی؛ احتمالاً همه از اخبار سوتی های این برنامه مطلع هستید. محض اطلاع، عموپورنگ (داریوش فرضیائی) مجری محبوب این روزهای تلویزیون از کودکی اسم عروسک میمونش را میپرسد و کودک میگوید پدرش او را احمدی نژاد خطاب میکند! و پیش تر ها نیز عمو پورنگ از کودکی سراغ پدر و مادش را میگیرد و کودک اظهار میکند که هر دوی آن ها در حال استحمام هستند!
به نظر بنده سوتی هایی اینچنینی اجتناب ناپذیر و جزو واقعیت های جامعه است و از صداقتی که در گفتار کودکان وجود داردت نشأت میگیرد.

مرتبط:
انعکاس این خبر در روزنامه گاردین چاپ لندن

پشت پرده قطع برنامه های زنده عموپورنگ

 

- اقدام یک جوان ایرانی در حمایت از زنان در روز جهانی زن


بدون شرح!

مرتبط:
حرکتی در حمایت از زنان

 

- تغییر عکس میدان نقش جهان اصفهان به مسجد الاقصی در پشت اسکناس 2000 تومانی

لینک خبر:
آقای رئيس كل، فرهنگ من نقش جهان است، نه مسجدالاقصی!

 

- ده ماه زندان و ۳۰ ضربه شلا‌ق براي جانباز ۷۰ درصدی

يك جانباز ۷۰ درصد به ده ماه زندان، ۳۰ ضربه شلا‌ق و مبالغي جريمه محكوم شد.
رضا جلا‌لي مدرس و عضو هيات علمي دانشگاه كه سابقه حضور ۷۰ ماه حضور در جبهه‌ها را دارد از سوي دادگاه عمومي گرگان با شكايت فرماندار به اتهام تجمع و سخنراني غيرقانوني و توهين به مامور دولت در حين انجام وظيفه محكوم شده است.
گفتني است او كه به اتهام عدم التزام به اسلا‌م در انتخابات مجلس هفتم و هشتم نيز ردصلا‌حيت شد با صدور اطلا‌عيه‌اي خطاب به مردم گرگان اظهار داشته: “آيا اصابت تركش‌هاي سوزناك صدام و ارتش حزب بعث عراق دردآورتر بود يا فرود آمدن شلا‌ق؟”
روزنامه اعتماد ملی

 

- هر دم از این غزه بری میرسد:

پارتی بازی برای دانشجونماهای بسیجی شرکت کننده در مراسم مردم غزه (عکس)

کمک به غزه در قبض موبایل (عکس)

 

- مردي به خاطر آنکه همسرش در طبخ آبگوشت مهارت ندارد تصميم گرفت او را طلاق دهد.

رسول که مرد چاقي است، ادامه داد؛ من همسري مي خواهم که بتواند هر غذايي را که دوست دارم برايم بپزد. اما نيلوفر با وجود همه خوبي هايش از عهده چنين کاري برنمي آيد. در پي اظهارات اين مرد همسرش گفت؛ من بيشتر غذاها را مي توانم درست کنم ولي در مورد آبگوشت مشکل دارم. چند بار هم در کلاس هاي آموزش آشپزي شرکت کردم و چند کتاب آشپزي هم خريدم اما هر کاري کردم نتوانستم غذاي مورد علاقه همسرم را درست کنم. در ادامه اين جلسه قاضي عموزادي اين زن و شوهر را به سازش دعوت کرد اما وقتي رسول بر خواسته اش پافشاري کرد، قاضي پرونده را براي سير مراحل قانوني به واحد داوري ارجاع داد.

به نقل از صفحه حوادث روزنامه اعتماد

 

- عکس قدیمی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر سابق)

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 3:54 PM

لینک مطلب | جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (20)

 

 

Copyright © All right reserved Daily of Mr.Zip & Mrs.ZigZag

Designed by 30n.ir