× یکی از بدترین خصوصیات اخلاقی من ناتوانیم توی "نه" گفتن و برخورد محکم با بقیهس. نمیدونم چرا همش خودم رو موظف میدونم کسی رو نرنجونم. همش نگرانم کسی از حرفم بد برداشت نکنه، کسی از اینکه دعوتش رو یا خواستهش رو رد کردم دلخور نشه... حتی به قیمت عذاب و ناراحت شدن خودم.
وقتی به دور و اطرافم نگاه میکنم، میبینم تعداد افرادی رو که میشناسم و میتونن قاطع و بدون نگرانی از عکسالعمل دیگران حرفشون رو بزنن واقعن شاید از تعداد انگشتام تجاوز نکنن... خیلی از همسن و سالای من ناراحتن از اینکه نمیتونن "نه" بگن و خواستهشون رو به زبون بیارن.
واقعن بعضی اوقات به حال کسانی که مییان تو یه وبلاگ و فحش رو میکشن به نویسندهی وبلاگ، یا بعضی آدما که با بیرحمی تمام یه شخصی رو نقد میکنن غبطه میخورم. نه اینکه حالا لزومی داشته باشه که اونجوری باشم و دلم اونقد از کسی پر باشه که بخوام طرف رو له کنم، اما واقعن دوس دارم حرفی رو که تو دلمه بدون ترس بزنم. بدون نگرانی از اینکه نکنه طرف بد برداشت کنه؟ نکنه دلخور بشه؟ و یا اینکه نکنه به خودش بگیره؟!
یعنی خیلی راحت ناراحتی و دلخوری دیگران میتونه باعث بشه سکوت کنم و ادامه ندم. یه مثال سادهش اینه که با وجود هزاران کار و صد البته بیحوصلگی، نمیتونم تمومکنندهی یه ارتباط تلفنی باشم چون احساس میکنم طرفم ممکنه با این حرکتم دلخور بشه!!!
این اخلاقم تو نزدیکانم و دوستای صمیمیم شدتش کمتره. یعنی راحتتر میتونم با اونا "خودم" باشم. شاید چون این اطمینان رو دارم که اونا من و شخصیت و خصوصیات اخلاقیم رو میشناسن...
فکر میکردم توی دنیای مجازی این اخلاقم دیگه مثل واقعیت اذیتم نکنه اما اشتباه کردم. و صد البته این قضیه داره به شدت دلزدهم میکنه.