یاد شهدای سبز گرامی و راهشان پر رهرو باد

 


یادها و خاطره‌ها
 

Recent Posts
Page 544.

Archive
March 2010 (8)
February 2010 (1)

Topical Archive
مدرسه‌ی فمینیستی (2)
یادها و خاطره‌ها (1)
حوصله‌دونی (1)
روزمرگی (4)
زیگزاگولوژی (1)


Links



Counter
 
 

Page 544.

March 9, 2010
 

× عادت ندارم آخر سال بشینم کفه ترازو بگیرم دستم و خوب یا بد بودن سالی رو اندازه بگیرم. آخر سال که می‌شه دلم واسه اون سالی که گذش می‌سوزه و نمی‌خوام با بد و بیراه بدرقه‌ش کنم!!!! اما هر کاری کردم نتونستم از 88 بگذرم و چیزی نگم. 88 یکی از تاریخی‌ترین سال‌های عمر من بود که همیشه به عنوان یه سال بد ازش یاد خواهم کرد. نه اینکه خوبی‌یی نداشته باشه، نه! اما بدی‌هاش اینقد پررنگ بود و اینقد محکم منو کوبوند زمین و اشکم رو در آورد که محاله از یادم بره.
 از 23 خرداد و اونوجوری مبهوت شدنمون بگیر تا 25 خرداد و اون برخورد وحشیانه با دانشجوهایی از جنس من و تو. از 30 خرداد و آخرین نگاه ندا بگیر تا 24 تیر و سقوط هواپیما و اونجوری کشته شدن هم‌بازی‌های دوران بچگیم. از جریانات 13 آبان بگیر تا بازداشت شدن آقای زیپ و لرزیدن تنم و سه روز بی‌خبری محض. اووووف!! اینقد این 88 اتفاقای ریز و درشت داره که بخوام روز به روزش رو بنویسم دارازاش به اندازه‌ی اون پستای آرشیوی می‌شه که برداشتم...
 88 بد بود. واقعن بد بود!! پر از تجربه‌های جدید و تلخ... پر از ثانیه‌های کش‌داری که باید نفست رو حبس می‌کردی و پر از دلزدگی از جایی که توش زاده شدی...
 خوشحالم که 88 داره تموم می‌شه. داره خاطره می‌شه، هر چند از نوعه تلخ و بدمزه‌ش... خاطراتی که هر وقت یادت بیاد باید بغض کنی، حسرت بخوری و دور از چشم بقیه اشکات رو پاک کنی. اما بالاخره داره تموم می‌شه...
 88 سر ناسازگاری داشت اما داره می‌ره و ما می‌مونیم، هر چند خسته و بی‌جون. اما می‌مونیم و من می‌خوام به 89 گوشزد کنم که شمشیرش رو بذاره زمین چون من دارم آغوش باز می‌کنم براش و بگم که با اینکه هنوز چند روز به اومدنش مونده اما حس خیلی خوبی بهش دارم، پس کاری نکنه که این احساسات مثبت من، خراب بشه!!
 89، خواهشن با روی خوش بیا که بدجور منتظر اومدنتم...

 

× نوشته شده توسط خانوم زیگزاگ در ساعت 11:57 AM

لینک مطلب | یادها و خاطره‌ها | نظرات (36)

 

 

Copyright © All right reserved Daily of Mr.Zip & Mrs.ZigZag

Designed by 30n.ir