یاد شهدای سبز گرامی و راهشان پر رهرو باد

 


دایرة‌المعارف دخترونه/ پسرونه
 


 
 

Description
30n.ir
Home index
About us
daily[at]30n[dot]ir

Subscribe to this blog's feed


ZigZag Discussion with VOA
1- (Download: 3.38 Megabyte)
2- (Download: 4.32 Megabyte)

Photoblog
Photoblog[dot]30n[dot]Ir


Recent Posts
Page 628.
Page 424.
Page 360.
Page 269.
Page 254.

Archive
August 2010 (9)
July 2010 (11)
June 2010 (13)
May 2010 (19)
April 2010 (19)
March 2010 (24)
February 2010 (18)
January 2010 (24)
December 2009 (19)
November 2009 (24)
October 2009 (23)
September 2009 (24)
August 2009 (24)
July 2009 (21)
June 2009 (11)
May 2009 (26)
April 2009 (30)
March 2009 (22)
February 2009 (23)
January 2009 (12)
December 2008 (10)
November 2008 (14)
October 2008 (18)
September 2008 (20)
August 2008 (22)
July 2008 (9)
June 2008 (6)
May 2008 (12)
April 2008 (8)
March 2008 (14)
February 2008 (14)
January 2008 (2)

Topical Archive
مؤسسه توریستی-تفریحی زیپ‌زاگ (1)
لنگ‌درهوا (23)
مموریالز (66)
من و آق‌سی‌سی (10)
مدرسه‌ی فمینیستی (12)
کتابخانه‌ی زیگی بی‌اعصاب (13)
پرسش و پاسخ (13)
بریم تو فاز ماچ‌وموچ (13)
جمعه‌ها با آقای زیپ (9)
حوصله‌دونی (56)
دایرة‌المعارف دخترونه/ پسرونه (5)
روزی از روزها (229)
زیگزاگولوژی (26)
غیر جمعه‌ها با آقای زیپ (17)
غرغریسم (76)


Links



Counter

 
 

Page 628.

August 12, 2010
 

× یه قسمتی از آشنایی و دوستی هست که دست‌ دو طرف برای هم‌دیگه رو شده‌. حنای طرفین دیگه رنگی نداره. به‌عبارتی این مرحله فزاینده‌ی قدرت تشخیصه، که طرفین می‌تونن عشوه‌خرکی رو از بی‌حوصلگی تمیز بدن و تو نمی‌تونی این‌دوتا رو جای هم‌دیگه جا بزنی مثلن.
اینجوریه که وقتی طرف از نگاه کردن بهت در می‌ره، سنسور تشخیص‌ات هشدار می‌ده که زوج/زوجه‌ت داره بهت می‌گه «از فلان چیز دلخورم» و اونقد قوه‌ی تمیزت بالا رفته که این شونه‌خالی‌کردن از زیر بار نگاه کردن رو پای حجب‌و‌حیا و خجل بودن طرف نذاری چرا که مرحله‌ی اول رو رد کردی.
یا مثلن وقتی طرف با خوشحالی بهت می‌گه «دوستت دارم» می‌تونی تشخیص بدی که این ابراز احساسات صرفن بخاطر خوشحالیه طرفه و نه دوست‌داشتنش. اینه که دل می‌دی بکار و سربه‌سر هم می‌ذارید چون می‌دونی الان وقتش نیست تیریپ‌حزن‌واندوه بگیری و با سوزو‌گداز بگی که «منم همینطور».
این مرحله «مرحله‌ی شناخت مکنونات قلبیه». مرحله‌یی که دو طرف می‌تونن از زبون نگاه و اداواصول نیز اندکی بهره بگیرند و دلشون قرص باشه که طرف منظورشون رو می‌گیره خودش.
این مرحله شامل فهم‌وتمیز «تیکه‌کلام»‌ها هم هست. که مثلن وقتی داری از بدبختی‌ها و بدشانسی‌ات براش می‌گی و آخرش با چاشنی طنز می‌گی «کلن خیلی آدم خوش‌بخت و خوش‌شانسی‌ام من، می‌دونی»، طرف متوجه می‌شه و لبخند می‌زنه و اینجوری نیست که مثه کودن‌های از همه‌جا بی‌خبر بگه «نه، چی‌رو می‌دونم؟» :| 
خاطرم نیست اولین‌بار کی حس کردم که آقای زیپ با نگاهش داره بهم می‌گه «خیلی عزیزی برام». یا چه‌وقتی بود که خیره‌خیره نگام کرد و استخونای فکش اندکی تکون خوردند و من ملتفت شدم داره بهم پیام «متنفرم ازت الان» رو مخابره می‌کنه، اما یادمه برای اطمینان‌خاطر ترجمه‌ی نگاه‌ها رو ازش پرسیدم و وقتی مطمئن شدم، زیگزاگی بودم که برای گذر از این مرحله، به خودش می‌بالید.
يا مثلن اون‌شبی که علت خیلی‌دیر خوابیدنم رو پرسید و من گفتم «چون منتظر بودم بهم مسیج بزنی» و اون قهقه‌ی مستانه سر داد چرا که به اهمیت مسئله‌ی خواب در زندگانی من پی برده بود و می‌دونست من حتی شب‌های آتشین نخستین هم، همچین حماقتی نمی‌کردم. و من پی بردم که اون قهقه، پیامی در لفافه داشت. پیغامی مثل «خودتی» و یا چیزی در همین مضمون.
متوجه بودم که می‌تونست نخنده و مثل عشاق تازه‌کار لعن‌ونفرینی نثار خودش کنه و معذرت بخواد و نفهمه دارم دستش می‌ندازم. به همین علت بود که نه تنها نرنجیدم، بلکم به قهقه‌اش پیوستم.
و حالا من قلبن مشعوفم چرا که می‌دونم اونم به مرحله‌ی شناخت مکنونات قلبی رسیده و حالا می‌تونیم دست‌تودست، بریم واسه مرحله‌ی بعدی.

 

× نوشته شده توسط خانوم زیگزاگ در ساعت 8:49 PM

لینک مطلب | دایرة‌المعارف دخترونه/ پسرونه | نظرات (46)

 

 
 
 

Page 424.

October 9, 2009
 

× یک‌هفته‌ست که بی‌حوصله‌ست. هیچ دلیلی هم نداره واسه این بی‌حوصلگیش. یه هفته‌ست که وقتی شبا براش اس‌ام‌اس می‌زنم "شب بخیر" و می‌دونه اینجور شب بخیر گفتنم یعنی دلخورم، برام می‌نویسه "شب بخیر عزیزم!" و هیچ دلیلی ازم نمی‌پرسه. یه هفته‌ست تو طول روز هیچ خبری ازش نیست و اگه ازش خبری نگیرم شبا چند دقیقه‌یی بهم زنگ می‌زنه و یا با هم چت می‌کنیم. امروز دیگه صبرم تموم شد. بهش گفتم که بی‌توجه شده بهم. گفت حوصله‌ی بحث نداره و خواست بعدن در موردش حرف بزنیم. وقتی پرسیدم مثلن کی؟ گفت هیچ‌وقت در این مورد دلش نمی‌خواد بحث کنیم کلن و در ادامه با عصبانیت گفت اصلن درکش نمی‌کنم و هیچ‌وقت اینطور موقع‌ها نتونستم عکس‌العمل خوبی نشون بدم که آرومش کنه. فقط گیر می‌دم و بیشتر اعصابش رو بهم می‌ریزم. سریع گفتم خدافظ و قطع کردم گوشی رو. حس می‌کردم توی الویت‌بندیش رتبه‌م عوض شده. ناراحت بودم از دستش اما توی اوج ناراحتی هم نمی‌تونستم انکار کنم چقد این موجوده (!) رو دوستش دارم.
یادم افتاد خیلی وقت پیش یه سری فایل رو ذخیره کرده بودم که در مورد مردها نوشته بود. مطلبی در مورد اینکه مرد گاهی نیاز داره به غار تنهایی‌ش بره و اینجور موقع‌ها زن نباید ازش سؤال کنه، پاپیچش بشه، بهش راه‌حل ارائه بده و بیرون غار منتظرش بشینه که بیاد بیرون!! [چقد با دقت خونده بودم مقاله رو. مو به مو همون کارایی رو که گفته بود نباید انجام بدید، انجام داده بودم |:].
از تصور اینکه آقای زیپ الان رفته توی غار تنهایی‌ش خنده‌م گرفت. با یه برگ انجیر و ریش و سیبیل و موهای بلند، شکل انسان‌های اولیه تصورش کردم و هرهر زدم زیر خنده. مقاله‌ی دوم رو باز کردم که در مورد راه‌های خوشحال کردن زن‌ها و مردها بود. نوشته بود:
برای خوشحال کردن يک زن، يک مرد فقط نياز دارد که: «يک دوست»، «يک همدم»، «يک عاشق»، «يک پدر»، «يک سرآشپز»، «يک الکتريسين»، «يک نجار»، «يک لوله‌کش»، «يک مکانيک»، «يک شنونده‌ی خوب»، «يک سازمان‌دهنده»، «خيلی تميز»، «دلسوز»، «ورزشکار»، «شجاع»، «باهوش»، «جدی»، «خلاق»، «مهربان»، «قوی»، «فهميده»، «بردبار»، «محتاط»، «بلندهمت»، «بااستعداد»، «پرجرات»، «مصمم»، «صادق»، «قابل اعتماد» و «پر حرارت» باشد.
همچنين يک مرد هرگز نبايد «تعريف کردن مرتب از همسر»، «عشق ورزيدن به خريد»، «درستکار بودن»، «بسيار پولدار بودن» و «تنش ايجاد نکردن برای او» را فراموش کند.
برای خوشحال کردن يک مرد، فقط لازم است «گاهی تنهايش بگذاريد!»

این مقاله جدای از یخ بودن (!) و داشتن این حسن که تلویحن اعلام کنه هیچ مردی توانایی خوشحال کردن زن‌ها رو نداره، این حسن رو هم داشت که راه‌حل مفیدی جلوی پای من بذاره. وقتی راه‌حلم رو پیدا کردم خیلی ذوقمرگانه تلفن رو برداشتم و تمام جریانات ظهر رو فراموش کردم:
زیپ: جونم؟
من: سلام D: الان یه مقاله‌ی روانشناسی خوندم در مورد مردا. نوشته بود مردا گاهی می‌رن تو غار تنهایی‌شون!!
زیپ: تو برو مقاله در مورد خودت بخون!!
من: خودت گفتی من طرز بخورد با تو رو وقتی حوصله نداری، بلد نیستم. حالا که رفتم مقاله خوندم اینجوری می‌گی؟
زیپ: حالا چی نوشته؟
من: نوشته باید گاهی تنهاشون بذارید!! درسته؟
زیپ: آره
من: باشه، پس من دارم می‌رم تنهات بذارم. کاری نداری؟
زیپ: حالا الان که نه، اون موقع باید تنهام بذاری
من: الانم ادامه‌ی همون موقع‌س دیگه. خدافظ

و الان دارم دوران تنها گذاشتن آقای زیپ رو سپری می‌کنم. حالا جدا از شوخی، واقعن پناه بردن به غار تنهایی برای گزیر از بحث و مشاجره و اینکه اغلب آقایون موقع ناراحتی برعکس خانوما، سکوت و تنهایی رو ترجیح می‌دن، درسته. فکر می‌کنم اگر چه به زبون طنز، اما این مقاله‌ی نام برده در مورد راه حلش هم درست گفته باشه... نظر شما چیه؟ عکس‌العمل شما وقتی آقای رابطه‌تون به قعر غار تنهایی‌ش پناه می‌بره چیه؟ واقعن اینجور موقع‌ها چیکار باید کرد؟ زمانی که خودتون احتیاج به صحبت و بحث دارید و اون از زیر بار بحث کردن می‌خواد شونه خالی کنه و حوصله‌ی بحث نداره؟

 

× نوشته شده توسط خانوم زیگزاگ در ساعت 10:40 PM

لینک مطلب | دایرة‌المعارف دخترونه/ پسرونه | نظرات (57)

 

 
 
 

Page 360.

August 5, 2009
 

× خیلی وقته پیش یه دوست خیلی عزیز، توی یه پستش در مورد تفاوت بین دوست داشتن و وابستگی نوشته بود که به شدت روی من تاثیر گذاشت. وقتی داشتم این پست رو می‌خوندم مدام از خودم سؤال می‌کردم که من و آقای زیپ هم دیگه رو دوست داریم یا به هم وابسته‌ایم؟!
وقتی ما کسی رو از صمیم قلب دوستش داریم ینی اون رو با تمام خصوصیات [منفی و مثبت]، تجارب گذشته، رفتارها و تمام علایقش پذیرفتیم. به عبارتی دوست داشتن یعنی پذیرش فرد همون‌طور که هست!!
اما وقتی به کسی وابسته هستیم، صرفن احساس علاقه‌مون به طرف مقابل از روی نیازها و خودخواهی خودمونه و این مسئله باعث می‌شه مثلن گذشته‌ی فرد که دیگه تموم شده مدام اذیت‌مون کنه یا از اینکه مدام درگیر کارشه ناراحت بشیم... و دائمن با این رفتارها مقابله کنیم و ازش شخصیتی بسازیم که خودمون می‌خوایم اون‌طور باشه. به عبارت ساده‌تر می‌خوایم آدمش کنیم!!!! در یه جمله، وابستگی یعنی پذیرش فرد اون‌طوری که ما می‌خوایم باشه!!
این طرز فکر ممکنه در روزهای اول آشنایی تا حدی ثمربخش باشه و جواب بده اما وقتی طرف مقابل‌مون خودش رو توی منگنه‌ی ما ببینه مطمئنن اذیت می‌شه و این تحت فشار بودن اون رو از علاقه دلزده می‌کنه و به طبَع اون، ما هم دلسرد می‌شیم.
حالا با همه‌ی این حرف‌ها، به خودتون اعتراف کنید شما طرف مقابل‌تون رو دوستش دارید یا بهش وابسته‌اید؟

× بلاگ‌اسپاتی‌های عزیزی که دنبال قالب هستند اینجا رو هم نگاه کنند [Click].

 

× نوشته شده توسط خانوم زیگزاگ در ساعت 6:36 PM

لینک مطلب | دایرة‌المعارف دخترونه/ پسرونه | نظرات (73)

 

 
 
 

Page 269.

May 21, 2009
 

× طی تحقیقات به عمل اومده، روانشناسا اعلام کردن که در چالش‌های روحی، زن‌ها به اشتراک احساسات نیاز دارند و آقایون به انزوا و تنهایی.  ندونستن این جمله گاهی اوقات مشکلات زیادی رو توی رابطه بوجود می‌یاره. بیشتر اوقات وقتی برای یه آقا مشکلی پیش می‌یاد خانوم سعی می‌کنه باهاش صحبت کنه و هی پا‌ پیچش می‌شه که "چی شده عزیزم؟!" و وقتی از آقا جواب قانع‌کننده‌یی دریافت نمی‌کنه باز سؤال می‌کنه و در آخر باعث کلافگی آقا می‌شه، طوری که مرد مجبور می‌شه واسه اینکه خانوم دست از سرش برداره بگه "ای بابا!!! می‌ذاری دو دیقه به حال خودم باشم یا نه؟" و خانوم هم که اصلن انتظار چنین برخوردی رو نداره سریع به این نتیجه می‌رسه که طرف باهاش احساس راحتی نمی‌کنه و یا بدتر از اون اصل و ریشه‌ی رابطه ینی "علاقه" رو می‌بره زیر سؤال و فکر می‌کنه که آقا اصلن دوستش نداره!!! چرا؟ چون خانوما در چنین مواقعی [وقتی مشکلی براشون پیش میاد]، دوست دارن طرف بیاد سمتشون و بهشون توجه کنه... ازش بپرسه چشه؟ چی اذیتش کرده؟ و در نهایت بهش دلداری و قوت قلب بده!!! و چون خودشون اینجوری هستند همین نسخه رو هم بدون توجه به تفاوت‌های روحی بین زن و مرد برای مرد مورد علاقه‌شون می‌پیچن و موجب دلخوری یا بحث‌هایی می‌شن که اغلب به جایی نمی‌رسه...
البته عکس این مورد هم صادقه. ینی زمانی که خانوم با مشکلی مواجه شده و نیاز به دلداری و پشتیبانی و یا همون اشتراک در احساسات داره، نیاز داره با مرد دلخواهش حرف بزنه و مورد توجه واقع بشه اما مرد چیکار می‌کنه؟!! مرد هم با توجه به خواسته‌ی خودش در چنین شرایطی فکر می‌کنه که زن دلخواهش احتیاج به انزوا و تنهایی داره و اون رو توی بدترین شرایط تنها می‌ذاره و باعث می‌شه طرف فکر کنه که اون هیچ علاقه‌یی بهش نداره و بیشتر از پیش دلخور می‌شه!!!

خانومای محترم!! یادمون نره که وقتی مرد مورد علاقه‌مون اظهار خستگی و بی‌حوصلگی می‌کنه اون رو به حال خودش بذاریم تا چند ساعتی با خودش خلوت کنه!!! کار خیلی سختیه... اینکه نسبت به ناراحتی کسی که دوستش داریم بی‌اعتنا باشیم!! [مشکلی که خودم باهاش درگیرم و هر بار با آقای زیپ بخاطر همین مسئله دعوامون شده!!] اما فراموش نکنیم که اون احتیاج داره به این تنهایی و انزوا و باید بهشون فرصتی بدیم تا اگه خودشون خواستن ما رو در جریان مسئله‌یی که اذیت‌شون می‌کنه، بذارن.

آقایون محترم!! یادتون نره که وقتی خانوم مورد علاقه‌تون بهتون می‌گه "دلم گرفته... بی‌حوصله‌م... اعصابم خورده" و یا جملاتی از این قبیل، براش نسخه‌ی تنهایی نپیچید!! اون به تنهایی نیازی نداره!!! اون دلش می‌خواد شما کمی بیشتر بهش توجه کنید. لوسش کنید. ازش بخواید حرف بزنه باهاتون. بهش ابراز علاقه کنید و سعی کنید از اون حال و هوا خارجش کنید.

× اما مشکل اصلی من و آقای زیپ اینجاس که "چالش‌های روحی"مون اکثرن همزمان اتفاق می‌یفته و باعث می‌شه هر کدوم ساز خودمون رو بزنیم!!! ینی من دلم می‌خواد توی اینجور مواقع که مشکلی پیش میاد همون‌ لحظه در موردش حرف بزنیم و آقای زیپ تنهایی رو ترجیح می‌ده!! و اینجوری می‌شه که آره دیگه... D:

 

× نوشته شده توسط خانوم زیگزاگ در ساعت 1:57 PM

لینک مطلب | دایرة‌المعارف دخترونه/ پسرونه | نظرات (32)

 

 
 
 

Page 254.

May 4, 2009
 

× نه اینکه الان من و آقای زیپ در نقش دو تا زوج موفقیم؟ واسه همین من تصمیم گرفتم یه دسته‌بندی دیگه به آرشیو موضوعی وبلاگم اضافه کنم و توش خواسته‌های خانوما رو بنویسم که اگه کسی دوست داشت روابطش هر روز بهتر از دیروز [دینگ دینگ] بشه با این مطالب کمکی بتونیم بهش بکنیم!!!
خواهشم از آقایون و آقای زیپ، اینه که خواسته‌های آقایون رو هم برای من مطرح کنن چون من متاسفانه تجربه‌ی کمی در زمینه‌ی مرد بودن دارم و از خواسته‌های آقایون  بی‌اطلاعم تا حد زیادی!!!!!
یکی از مشکلات آقایون اینه که اغلب سکوت می‌کنن و خواسته‌هاشون رو به زبون نمی‌یارن بعد وقتی خانوم سر صحبت رو باز می‌کنه و می‌گه "ف" یهو اینام سر درد و دلشون باز می‌شه می‌گن: "آره پس خودت رو ندیدی فرحزاد!!!" ینی زمانی این حرف مطرح می‌شه که خانوم برای رفع مشکلی که داره پیش قدم شده و آقا زمانی خواسته‌ش رو مطرح می‌کنه که خانوم جبهه‌گیری می‌کنه چون فکر می‌کنه آقا داره باهاش لج‌بازی می‌کنه و یا قصد تلافی داره و اصلن به حرف گوش نمی‌ده و همین سؤتفاهم موجب بحث و دعوا می‌شه...
به نظر من اولین و اصلی‌ترین خواسته‌یی که خانوما از آقایون دارن، داشتن توجه‌هه. پای درد دل خیلی از دختر خانوما اگه بشینی، متفق‌القول می‌یان و از کمبود توجه می‌نالن!! خصوصن اینکه آقای دوست‌پسر و یا ورژن‌های دیگه‌ش، شاغل هم باشه و دیگه کلن می‌شه نور علی نور!!! کار برای آقایون جزئی از وجودشونه اما برای خانوما، رابطه‌ی عاشقانه جزئی از وجودشون محسوب می‌شه و این در اکثر موارد موجب اختلاف بین دو طرف می‌شه..."همش چسبیدی به کارت و به من توجه نمی‌کنی!!" این جمله براتون آشنا نیست؟!
همه چیز با همین یه جمله شروع شده و گاهن به دعوا ختم می‌شه!!! اما برادر من!! به خدا باور کن "توجه کردن" به زن اصلن سخت و پر خرج نیست!! "توجه" می‌تونه:
1- یه اس‌ام‌اس عاشقانه باشه که وقتی صبح از خواب بیدار شد غافلگیرش کنه و بهش انرژی بده
2- یه شاخه گل باشه
3- یه زنگ دو دیقه‌یی در طول روز
4- یه هدیه‌ی کوچولوی بی‌مناسبت
5- اگه ادکلن دوست داره و شما عادت به زدن ادکلن ندارید، وقت‌هایی که قرار می‌ذارید با هم ادکلن زدن رو فراموش نکنید
6- گفتن جمله‌یی که بتونه نشون دهنده‌ی توجه‌ت باشه
مثلن اینکه بهش بگی امروز که داشتم می‌یومدم خونه، توی ویترین یه مغازه، تی‌شرتی دیدم که حس کردم خیلی بهت می‌یاد، اما پول همراهم نبود یا مغازه‌هه بسته بود!!!! باور کنید خانوما هیچ وقت نمی‌یان گیر بدن که "چرا نخریدی برام؟!" و تو دلشونم قند آب می‌شه همینی که می‌فهمن به یادشون بودید!!  یا حتی ساده‌تر از اون، اینه که دنبال مشکلات جزئی‌ش باشید. مثلن اگه وسیله‌ییش خراب می‌شه و نمی‌دونه چیکار کنه، شما از آشناهاتون راه‌حل بپرسید و بهش بگید و اجازه بدید اون بفهمه که شما به فکر اون و مثلن ساعت خرابش بودید و همونطوری که برای اون دغدغه شده، برای شما هم دغدغه شده... یا اگه خواسته‌ای داره که شما از پس انجامش برمیاید و وقت انجامش رو نداشتید قبل از اونکه خانوم پی‌گیر کارش بشه شما پیش‌قدم بشید و بهش توضیح بدید. حتی اگه خانوم خودش خواسته‌ش رو فراموش کرده باشه لاقل می‌فهمه  شما به فکر انجام اون بودید اما وقت نداشتید و این براش ارزشمنده!!!
توجه به این نکته هم ضروریه که هیچ‌وقت اجازه ندید این کارها شکل عادت بگیرن... مثلن اینقد براش اس‌ام‌اس عاشقانه نفرستید که طرف فکر کنه "دوستت دارم"‌تون از روی عادته و یا تیکه کلامتونه!!!! هر روز بهش نگید که یه تی‌شرت دیدم اما پول نداشتم یا مغازه‌هه بسته بود چون طرف فکر می‌کنه احمق فرضش کردید!!! اینقد براش گل نخرید که اگه یه‌بار این کار رو نکنید طرف فکر کنه کوتاهی کردید!! اینقد براش کادو نخرید که وظیفه‌تون بشه!!!! یادتون باشه که توی هر کاری باید متعادل بود، و اگه تفریط و انجام ندادن نکات بالا مشکل آفرینه، افراط و زیاده‌روی این کارها هم مشکل‌سازه.

× جواب کامنتای پست قبل رو دادم. اگه کسی بازم سؤالی داشت همون‌جا بپرسه. کلن کامنتینگ پست "قرار وبلاگی در نمایشگاه" تا پنج‌شنبه شب، فعاله. (:

 

× نوشته شده توسط خانوم زیگزاگ در ساعت 7:22 PM

لینک مطلب | دایرة‌المعارف دخترونه/ پسرونه | نظرات (28)

 

 

Copyright © All right reserved Daily of Mr.Zip & Mrs.ZigZag

Designed by 30n.ir