یاد شهدای سبز گرامی و راهشان پر رهرو باد

 


غیر جمعه‌ها با آقای زیپ
 


 
 

Description
30n.ir
Home index
About us
daily[at]30n[dot]ir

Subscribe to this blog's feed


ZigZag Discussion with VOA
1- (Download: 3.38 Megabyte)
2- (Download: 4.32 Megabyte)

Photoblog
Photoblog[dot]30n[dot]Ir


Recent Posts
Page 594.
Page 588.
Page 528.
Page 522.
Page 520.
Page 519.
Page 516.
Page 515.
Page 514.
Page 513.

Archive
July 2010 (8)
June 2010 (13)
May 2010 (19)
April 2010 (19)
March 2010 (24)
February 2010 (18)
January 2010 (24)
December 2009 (19)
November 2009 (24)
October 2009 (23)
September 2009 (24)
August 2009 (24)
July 2009 (21)
June 2009 (11)
May 2009 (26)
April 2009 (30)
March 2009 (22)
February 2009 (23)
January 2009 (12)
December 2008 (10)
November 2008 (14)
October 2008 (18)
September 2008 (20)
August 2008 (22)
July 2008 (9)
June 2008 (6)
May 2008 (12)
April 2008 (8)
March 2008 (14)
February 2008 (14)
January 2008 (2)

Topical Archive
مؤسسه توریستی-تفریحی زیپ‌زاگ (1)
لنگ‌درهوا (23)
مموریالز (65)
من و آق‌سی‌سی (9)
مدرسه‌ی فمینیستی (12)
کتابخانه‌ی زیگی بی‌اعصاب (12)
پرسش و پاسخ (13)
بریم تو فاز ماچ‌وموچ (13)
جمعه‌ها با آقای زیپ (9)
حوصله‌دونی (55)
دایرة‌المعارف دخترونه/ پسرونه (4)
روزی از روزها (223)
زیگزاگولوژی (26)
غیر جمعه‌ها با آقای زیپ (17)
غرغریسم (75)


Links



Counter

 
 

Page 594.

May 26, 2010
 

زیپم!

تعجب نکنید چون اتفاق خاصی نیفتاده است! حتی خانوم زیگزاگ به مسافرت هم نرفته است.  برخی اوقات اینطور میشود دیگر. برای همه مان اتفاق افتاده که گاهی حوصله نوشتن نداریم. طبیعی است. اما پیش خودمان بماند من فکر میکنم مشکل خانوم زیگزاگ این هم نیست. این چند روز کمی غر دارد و خیلی زیاد نیاز به کشیدن ناز..

من هم که اصولاً در این جور مواقع چیزی برای گفتن ندارم و خیلی دلم می خواهد زودتر همه چیز سمبل (به فتح سین و ب) بشود و بروم بخسبم. پس تنها به سه اتفاقی که از قضا هیچ ربطی هم به هم ندارد و در این هفته گذرانم را تحت الشعاع قرار داده اشاره ای میکنم و رفع زحمت.

- چند روز پیش یکی از دوستانم را به جرم «حمل بدحجاب!» گرفتند و ماشینش را خواباندند. خودش و مورد بدحجابش هم اکنون آزادند!

جعفر پناهی امروز آزاد شد و دیدن عکس های پس از آزادی اش و مقایسه با عکس های پیشترش بسیار ناراحتم کرد!

- از آنجایی که ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم! باید عرض کنم که تنها 46 ساعت به سالگشت بزرگترین و زیباترین و شیرین ترین رخداد خرداد باقی مانده است.

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 12:52 AM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (15)

 

 
 
 

Page 588.

May 13, 2010
 

شاید باور نکنید که قطعاً نمی کنید،  زمانی بنده اگر نگویم در بین 10 وبلاگ نویس اما در بین 1000 وبلاگ نویس اول ایرانی بودم. به جان خودم غلو نمی کنم ما هم زمانی بلاگ می نوشتیم. یادم است آن زمان  بازار وبلاگ نویسی مثل الان داغ نبود. شاید هم بود. و البته وبلاگی هم فیلتر نمی شد. اصلاً لفظ فیلتر و فیلترینگ هنوز در ادبیات وبلاگ نویسی وارد نشده بود. ماشین های وبلاگ فیلترکنی هم هنوز وارد بازار نشده بودند. دقیقاً مثل دستگاه های پارازیت پراکنی! البته در آن زمان به ندرت می توانستی وبلاگی عقیدتی و سیاسی پیدا کنی. اما در عوض تا دلتان بخواهد وبلاگ های بی ناموسی و کمر به پایین یافت می شد که از قضا! هیچ کدامشان هم فیلتر نبود.  از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان ما هم بدمان نمی آمد هر از چندگاهی در این گونه وبلاگ ها سر و گوشی به آب بدهیم.
دورانی داشتیم برای خودمان. همین طور فرت و فرت سیگار نمیکشیدیم، وبلاگ می ساختیم و قالب طراحی می کردیم. بعله! این را یادم رفت بگویم که علاوه بر افتخار بالایی که به سمع و نظرتان رفت، بین 100 دیزاینر قالب های فارسی بلاگستان هم بودیم. البته فکر می کنیم که بودیم که در این مورد هم مثل بقیه موارد گلاب به دیوار، رویم به رویتان هیچ گهی نشدیم. البته این آمار و ارقام هم که در این مقال رفت زاییده ذهن خودم است و در هیچ کجا تحقیق و ثبت و ضبطی راجعبش نشده، پس سعی نکنید با سرچ کردن در گوگل آمارم را در بیاورید که چیزی دستگیرتان نمی شود. اصرار هم نکنید که اسم وبلاگم را بگویم، هیچ بعید نیست که از بین دوستان فعلی کسی یافت شود و مارا بشناسد و پته مان را روی آب بریزد.
همه این ها را گفتم تا به اینجا برسم که دوستان زیادی گله مندند که چرا پستی نمی نویسم و اظهار فضلی نمی کنم. البته دوستان لطف دارند اما باور کنید دیگر دل و دماغی برایم نمانده. حسش نیست. شاید هم افسردگی شده باشم. البته مادرم هم همین عقیده را دارد اما من همیشه بهش می گویم که «مادر من، آدم افسرده که خودش نمی گه افسرده شده که...»
خانوم زیگزاگ یک چند روزی را به مسافرت رفته و از من خواسته است که اینجا را فقط 2 بار Up بنمایم. من هم قبول کردم و هم اکنون خیلی خوشحالم که یک بار از آن دوبار را کرده ام. امیدوارم خداوند عنایتی بفرمایند و کالیبری تنگ -فقط به خاطر همین یک بار باقی مانده- عطا کنند تا ما بتوانیم فردا هم در محضر دوستان باشیم.

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 8:32 PM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (23)

 

 
 
 

Page 528.

February 16, 2010
 

با مرگ بعضی شخصیت ها، انگار غم تموم دنیا به دلم میشینه و تا چند روز دپرسم!
خسرو شکیبایی وقتی رفت، هامونش رو چندین و چند بار دیگه دیدم و بغض کردم و اشک ریختم!
بابک بیات وقتی با اون همه غربت پرکشید، بارها و بارها شاهکارهاش رو گوش دادم و گریه کردم!
می خوام بگم دلم نمی خواد هیچ هنرمندی از پیشمون بره! کاش میشد همه تا همیشه باهامون بمونند! آدمهایی تکرار نشدنی که شاهکارهاشون و اثراتشون تا ابد برامون زنده است.. 

ها؟! چیه؟! لابد فکر کردین خدایی نکرده اتفاقی برای داریوش افتاده؟!
نه دوستان! داریوش اقبالی سالم و سرحاله! و هنوزهم داره برامون می خونه!
داریوش همیشه برای من خاطره است! همیشه بهش گوش می دم و از آهنگ هاش و از صداش لذت می برم.. در واقع با صداش زندگی میکنم..
یکی از آروزهای بچگیم همیشه این بود که تو کنسرت بزرگ داریوش وقتی روی سن جلوی میدون آزادی داره می خونه، توی صف اول باشم و براش هورا بکشم! البته الانم که 25 سالمه هنوز این آرزو رو دارم! :D

دانلود آخرین شاهکار داریوش اقبالی، خون بازی: (لینک دانلود مستقیم)
حجم: 952 کیلوبایت 
نوع فایل: wma
(توضیح: اگه برنامه دانلود دارین که به راحتی یا یک کلیک می تونید دانلود کنید و اگه برنامه ندارین راست کلیک کنید و save target as رو بزنید) 

آخرین سنگر سکوته
حق ما گرفتنی نیست
آسمونش هم بگیری
این پرنده مردنی نیست

آخرین سنگر سکوته
خیلی حرف ها گفتنی نیست
ای برادرهای خونی
این برادری، تنی نیست

موج دستهای من و تو
دست دریا رو گرفته
عکس تو با سرمه ی خون
چشم دنیا رو گرفته

ما که از آوار و ترکش
همه رو به جون خریدیم
تو بگو همسنگر من
ما تقاص چی رو می دیم

آخرین سنگر سکوته
حق ما گرفتنی نیست
آسمونش هم بگیری
این پرنده مردنی نیست

آخرین سنگر سکوته
خیلی حرف ها گفتنی نیست
ای برادرهای خونی
این برادری، تنی نیست

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 12:54 AM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (31)

 

 
 
 

Page 522.

February 7, 2010
 

یک سری خبر بد:
- دیروز قرار بود به مناسبت ساگردمون همدیگه رو ببینیم اما بنده دچار عارضه سرماخوردگی شدم و زمین گیر شدم و نشد که بشه! واقعاً اتفاق خیلی بدی بود!
- خانوم زیگزاگ سیستمش مجدداً برای nامین بار پُکیده! حالا دیگه از همون یه ربع مجوز استفاده ای که دکترش براش صادر کرده هم نمی تونه بهره ببره! مجبورین دوباره منو یه چند روزی تحمل کنین!
- چند روز پیش یکی از رفقامون رو به همراه برادر و مادرش گرفتند! شبونه ریختن خونشون و وسایل شخصیش رو گشتن و بردنشون! دیروز شنیدم که مادر و برادرش آزاد شدند اما خود رفیقمون هنوز اسیره! دعا کنین براش..
- زنگ خط ایرانسلم «به لاله ی در خون خفته» است، این روزا خیلی این آهنگ رو دوست دارم! اما از اونجایی که خودم نمی تونم به خودم زنگ بزنم فقط خانوم زیگزاگه که از 500 تومن ولخرجی من بابت خرید آهنگ پیشواز داره لذت می بره!
- کمیته تجدید نظر تشکیل نشده و من همچنان بلاتکلیفم!
- الان تو نیمه دوم دهه فجر قرار داریم!

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 12:19 PM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (25)

 

 
 
 

Page 520.

February 2, 2010
 

اولین خوشه غزه و لبنان
دومین خوشه هیئت و یاران
در ته سفره ماند اگر چیزی
سومین خوشه ملت ایران

خوشه بندی ملت ایران 

 اندر احوالات شوهرم، زیگزاگ:
 ایشون در مرحله ای هستند که هم میتونند پیامک بخونند و هم ارسال کنند! کتاب هم می تونند بخونند حتی! اما مدت این کتابخونی کمی که زیاد میشه چشم هاشون تار و مار میبینه! و کماکان نیز از نشستن در پشت PC محروم می باشند! 

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 6:49 PM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (24)

 

 
 
 

Page 519.

January 31, 2010
 

باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد،
که مادران سیاهپوش
ــ داغ‌داران ِ زيباترين فرزندان ِ آفتاب و باد ــ
هنوز از سجاده ها 
سر بر نگرفته اند!

AshkanSohrabi.jpg

اشکهای مادر اشکان سهرابی در سالروز تولد فرزندش
امروز 10 بهمن 88 

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 12:43 AM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (44)

 

 
 
 

Page 516.

January 27, 2010
 

دیروز یه خبری شندیم و کلی بهم ریختم. یکی از دوستانم از کشور خارج شده و میگن که توی کمپ پناهندگان ترکیه است.
همش دارم با خودم تکرار میکنم که دروغه دروغه دروغه...
حس تلخیه! کسی رو که تا دیروز همیشه باهاش بودی و همفکر و درد مشترکت بود رو دیگه شاید هیچ وقت نبینی..
یادمه آخرین باری که دیدمش باهام روبوسی کرد.. تعجب کردم که آخه الان چه وقت روبوسی کردنه؟! ما که تازه همیدیگه رو دیده بودیم! حالا می فهمم دلیل اون روبوسی رو. اون میدونست دیگه منو نمیبینه!
دارم خودم رو میذارم جای اون.. اینکه شاید هیچ وقت این آدمهایی که یک عمر باهاشون زندگی کردی رو نبینی تلخه و تلخ تر اینکه نتونی بهشون بگی.. و اون ها مث همیشه باهات حرف بزنند و بگن و بخندند و آخرش هم مث همیشه ازت خدافظی کنند..
نمیدونم ما چه نسلی هستیم؟! چه گناهی مرتکب شدیم؟! گناهمون چیه خدا؟!
فردا هم لابد همه جا می پیچه که طرف فرار کرد! ظرفیت کار سیاسی نداشت! کم آورد! ترسید..!
خدایا تو بگو؟!  آیا سرنوشت کسی که عاشق ایرانه و برای سربلندی کشور و به خاطر عقایدش و حقوق اولیه انسانیش یک عمر مبارزه کرده، باید این باشه؟!
واقعاً چه چیزی یک انسان رو تا این حد تحت فشار قرار میده که حاضر بشه از همه چیش بگذره و خونه و زندگیش رو ترک کنه و خودش رو بسپره به دست سرنوشت و آینده ای که هیچ کورسویی ازش نمیبینه؟!
 

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 4:47 PM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (18)

 

 
 
 

Page 515.

January 25, 2010
 

 

 

کارتون علی کوچولو رو یادتونه؟!
علی کوچولو، یه مرد کوچک ...

حالا یه نفری، اومده و ورژن 2010 این آهنگ رو خونده و تقدیمش کرده به جنبش سبز مردم ایران!
تو این آهنگ علی کوچولو دیگه کوچیک نیست و بزرگ شده و یکی شده مث همه ماها..
احتمالاً همتون تا الان این آهنگ رو شنیدین اما خب ما هم اینجا میذاریمش واسه دانلود برای اون هایی که هنوز این آهنگ رو نشنیدن... و پیشنهاد میکنم که همه دانلودش کنند.. به نظر من یکی از بهترین آهنگ هاییه که تا الان برای جنبش خونده شده! همراه با حس زیبای نوستالژیکی که به آدم میده شما رو پرت میکنه تو خیابونای این روزهای تهران..

حجم این آهنگ رو به شدت آوردم پایین که همه بتونین دانلودش کنین و فکر می کنم کیفیتش هنوز حفظ شده:

دانلود لینک مستقیم آهنگ علی کوچولوی جنبش سبز (حجم: 832 کیلوبایت | فرمت wma) : [کلیک]

پ.ن:
دوستانی که گفتند مشکل دارند برای دانلود آهنگ لطفاً روی لینک (یعنی همین کلیک بالا) راست کلیک کنید و گزینه Save Target As رو انتخاب کنید.. 

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 3:41 PM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (49)

 

 
 
 

Page 514.

January 24, 2010
 

تولد 2 سالگی دیلیامروز تولد دیلیه!
2 سالگی رو فوت کردیم!
تولدمون مبارک! 

زیگزاگ گفت بعداً نوشت:
خانوم زیگزاگ گفت به اون هایی که اس ام اسی جویای حال حاج خانوم اند بگم ایشون بعلت اینکه قادر نیستند به جایی و چیزی خیره بشن نمیتونن اس ام اس هاتون رو جواب بدن! پس نگران نباشین، حالشون خوبه و فردا قراره که لنزهاشون رو در بیارند!

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 3:04 PM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (32)

 

 
 
 

Page 513.

January 24, 2010
 

ندای مردم ایران ۲۷ ساله شد

مادر ندا با دیدن تک تک مردمی که می آمدند در حالیکه با صدای بلند گریه می کرد خطاب به دختر خود می گفت: بلند شو ببین چقدر مهمان داری، پارسال تنها بودی، بلند شو! کیک تولد ندا روی سنگ قبرش قرار گرفت با عدد ۲۷. مادر ندا می گریست و فریاد می زد که عزیز دلم ۲۷ ساله شد، ندای من ۲۷ ساله شد، ندای مردم ایران ۲۷ ساله شد!

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 2:28 AM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (15)

 

 
 
 

Page 494.

January 3, 2010
 

این وبسایت ما یه 4-5 روزی بود که داون شده بود و بحمدالله الان مشکلش برطرف شده..
حالا جدای از شایعات بی اساسی که می خواست این ضایعه اسف بار را به گردن یک سری برادران معلوم الحال بندازه و بگه که «آره! ببینید قدرت برادران استکبار ستیز ما رو و اینا..» یه علامت سوال گنده درون ذهن ما ایجاد شده که؛ 
این 70-80 نفری که تو این مدت توانسته بودند موتور کانتر وبگذر را به حرکت در بیاورند و عددی به شمارش شمارنده ی وبلاگ بیافزایند، چگونه و از چه طریقی این وبلاگ را باز کرده بوند؟! مگه میشه خب؟! چه جوری آخه؟!

و اما تو ای برادر عرزشی که زرت و زورت میای اینجا و از خودت کامنت ول میدی و کیلو بایت کیلو بایت پهنای باند اشغال میکنی و ما رو تهدید! به هوش باش که:
یکصد گل سرخ، یک گلش نصرانی
ما را ز سر بریده می ترسانی؟
گر ما ز سر بریده می ترسیدیم،
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم..

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 1:41 AM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (42)

 

 
 
 

Page 446.

November 1, 2009
 

این هم تنها عکسی که هنرمند توانمند میلاد بهشتی توانسته از من و خانوم زیگزاگ در جشن پرشین بلاگ شکار کنه:

زوج سبز

دقت کردید که تمام فوکوس دوربین رو ما دوتاست!
بقیه عکس ها اینجا: کلیک

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 6:51 PM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (47)

 

 
 
 

Page 417.

October 1, 2009
 

یکی از دردسر های وبلاگ های پربازدید اینه که باعث بلعیده شدن پهنای باند میشه و اگر از قبل فکر اینجاش رو نکرده باشی کلاً سایت رو از کار میندازنه!
اینجانب آقای زیپ مدیریت سایت 30n.ir از این خانوم زیگزاگ، نویسنده ی اینجا، به خاطر ترکوندن پهنای باند سایت محبوب 30n.ir و از دسترس خارج کردن باقی وبلاگ های بیچاره و مظلوم این مجموعه شکایت دارم و آن را تنها نزد خدا خواهم برد تا بلکه حق این مظلومان را از این ظالم بستاند.
و خانوم زیگزاگ! شما را ارجاع میدهم به این حدیث پیامبر که این روزها بازارش حسابی داغ است: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم!
لازم به ذکر است که تمام وقت امروز اینجانب صرف چانه زنی با مدیریت هاست و دامین برای بازگرداندن سایت به حالت اولیه بود و چانه ام خیلی سرویس شد.
و در آخر با متحمل شدن هزینه های مادی و معنوی بسیار گران همینک موفق شدم سایت و این وبلاگ و کلاً دیگر وبلاگ های این مجموعه را به حالت عادی بازگردانم.
باشد که مورد لطف همه ی خوانندگان باحال این وبلاگ درپیتِ ظالم قرار گیرم.
امضا - زیپ

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 2:48 AM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (18)

 

 
 
 

Page 368.

August 16, 2009
 

اگر خیال کرده اید دلمان تنگ گشته و آمده ایم کلی گریه و زاری کنیم و بزنیم توی سرمان که "ای وای! چقدر جات خالیه عزیزم. زودتر برگرد و دوباره به تن یخ زده ام گرمای دوباره ببخش و اینا" خیلی زیاد کور خوانده اید. این جلف بازیها تو کت آقای زیپ نمیرود! ما اصلن هم دلمان برای بانو زیگزاگ تنگ که نشده هیچ، یه دوسه میلی هم گشاد گشته!

بالاخره با سختی و مشقت فراوان دیشب توانستیم برای دومین بار تماسی را هر چند کوتاه با بانو برقرار کنیم و فیلمی بازی کنیم که دلمان بسی تنگ گشته تا بانویمان کمی متوهم شوند که ما چقدر برایشان نگران و دلتنگیم:

زیپ: سلام عزیزم، درد و بلات بخوره تو سرم!

زیگزاگ: سلام و زهر مار! مگه نگفتم تو این 7-8 روز به من زنگ نزن میخوام راحت باشم یه چند روزی!

زیپ: چرا عشقم! اما خب دلم تنگ شده چی کار کنم با این دل صابمرده؟! چه خبر دیگه؟ کی رسیدین؟ چی کارا کردین امروز؟!

زیگزاگ: ساعت 2 رسیدیم. بعدشم رفتیم استخر..

زیپ: مختلط؟

زیگزاگ: آره دیگه، نه پس جدا!

زیپ: مگه من نگفتم نرو استخر مختلط! نرو کنار دریا! چرا نمیفهمی که من یک آدم غیرتمندم آخه!

زیگزاگ: برو کشکت رو بساب بابا! تازه الانم میخوایم بریم دیسکو! مشروب هم میخوایم بخوریم!

زیپ: نه؟! شوخی میکنی دیگه؟!

زیگزاگ: نخیر! الانم خیلی خوابم میاد میخوام بگیرم بخوابم. کاری نداری؟!

>>>>DANG<<<<

این الان صدای کوبیده شدن گوشی تلفن بود!

 

پ.ن: 

کسی خبر نداره این هفته راهپیمایی، تحصنی، تجمعی، چیزی هست یا نه؟!

4 شنبه 28 مرداده! قرار نیست اتفاقی بیفته احیاناً؟!

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 3:47 PM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (83)

 

 
 
 

Page 240.

April 18, 2009
 

پای پی سی نشسته بودمو و داشتم کارهاشو انجام میدادم تا خوشحالش کنم
زنگ زد به موبایلم و خواست که خونه رو بگیره تا با هم حرف بزنیم.
یه موقع هایی میشه که واقعاً نمیتونم حرف بزنم.
هم اینکه حوصله ندارم و هم اینکه بخاطر جو خونه واقعاً شرایطش رو ندارم.
اصرار کرد
گفتم نمیتونم
باز هم اصرار کرد
عصبی شدم و گفتم که چرا انقدر بیشعوره و نمیفهمه شرایطم رو!
گوشی رو قطع کرد
همیشه رسم بر اینه اونی که گوشی رو قطع میکنه خودش باید پا پیش بذاره واسه آشتی و اون یکی هم به روش نیاره.
بیش از 60 ساعت تلخ، منتظر زنگش بودم.
کم کم داشتم ناامید میشدم.
از شانس بد تو هیاهو و شلوغی دانشگاه صدای زنگ موبایلم رو واقعاً نشنیدم.
8 تا میسدکال و دو تا اس ام اس ازش داشتم:
*من که میدونم خائنی ولی اینو یادت باشه که من خیانت کردنو بهتر از تو بلدم. خودت خواستی. فکر نکن میتونی منو آفتاب مهتاب ندیده بار بیاری و خودت هر غلطی دلت میخواد بری بکنی...
* اگرم زنگ زدم میخواستم بگم وسایلم رو بیاری چون ذهنم رو مشغول کرده: کادوی تولدت، گوشیمو، دی وی دیمو، تالیامو و ... بعدش میتونی گوشیتو جواب ندی و خوش اومدی...

عمیقاً و عاجزانه محتاج کمکتون هستم!
بگید من مقصرم یا اون؟
و اینکه چی کار باید بکنیم؟
من عاشقشم و اون همیشه توهم داره که من بهش خیانت میکنم!

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 10:04 PM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (59)

 

 
 
 

Page 190.

February 23, 2009
 

× اینجانب آقای زیپ، یک عدد فایل صوتی و تصویری (توأماً) جهت دانلود در همین دو سه خط آتی قرار می‌دهم تا دوستانی که مایل بودند، مصاحبه خانوم زیگزاگ را با شبکه صدای آمریکا (V O A) برنامه زن امروز ببینند.


[دانلود]
 

توصیه‌های لازم جهت دانلود:
1- حجم فایل 3.38 مگابایت می‌باشد.
2- پسوند این فایل
3gp  است و برای دیدن آن حتماً باید از برنامه‌های Quick Time و یا Real Player و در صورت نداشتن این برنامه‌ها باید فایل را بر روی گوشی موبایل خود ریخته و دیدن فرمایید.
3- برای همه به خصوص کسانی که دارای سرعت‌های دیزلی و بعضاً هندلی
Dial up هستند (مثلاً خانوم زیگزاگ) قویاً توصیه می‌شود که از برنامه‌های Download Manager و یا DAP  استفاده شود.
بی‌ربط به دانلود: لازم به ذکر است که آخرین و تنها آپدیت آقای زیپ در این وبلاگ که قرار بود در به روز کردن، با خانوم زیگزاگ سهیم باشد برمی‌گردد به 386 روز قبل! پس تا 386 روز دیگر خدانگهدار.

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 7:43 PM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ | نظرات (1)

 

 
 
 

Page 3.

February 1, 2008
 

!..ابراز وجود

 

× نوشته شده توسط آقای زیپ در ساعت 2:04 PM

لینک مطلب | غیر جمعه‌ها با آقای زیپ

 

 

Copyright © All right reserved Daily of Mr.Zip & Mrs.ZigZag

Designed by 30n.ir